آرشیو نوشته‌هااختلال‌ها و بیماری‌های روانافسردگیسلامت روان

علائم، علل و درمان اختلال دو قطبی

اختلال دوقطبی یا بیماری افسردگی شیدایی شامل مجموعه‌ای از اختلالات است که همراه با مراحلی از انرژی بسیار بالاست که تحت عنوان دوره‌های شیدایی شناخته می‌شود.

در این مطلب با درمانکده همراه شوید تا با علائم اختلال دوقطبی، علل اختلال دوقطبی و درمان اختلال دوقطبی بیشتر آشنا شوید و بدانید راه های تشخیص بیماری دو قطبی چیست.

اختلال دوقطبی چیست؟

معمولاً، تغییرات غیرعادی در روحیه و انرژی به شکل فعالیت بیش‌ازحد و ناتوانی در انجام عملکردهای روزمره نمود پیدا می‌کند. ناتوانی ناشی از اختلالات دو قطبی می‌تواند شدید باشد و منجر به آسیب روابط، شغل یا عملکرد فرد در مدرسه و حتی خودکشی شود.

اختلال دوقطبی در زنان دوقطبی و مردان انواع مختلفی دارد. منظور از اختلالات دو قطبی نوع ۱ وضعیتی است که فرد در آن به‌مدت دست کم یک هفته دچار یک دوره‌ی کامل شیدایی می‌شود. در این وضعیت ممکن است افسردگی را هم تجربه کند یا نکند. ممکن است علائم شیدایی آنقدر شدید باشد که فرد به بستری شدن نیاز پیدا کند.

اگر فرد درحال حاضر یا درگذشته دچار یک دوره هیپومانیا شده باشد، که حالت خفیف‌تر شیدایی است و حداقل چهار روز متوالی طول می‌کشد، و درحال حاضر یا در گذشته یک دوره افسردگی عمده را نیز تجربه کرده باشد، اختلال دوقطبی نوع ۲ رخ داده است. به تغییر مکرر روحیه از هیپومانیا به افسردگی طی دست کم دو سال در بزرگسالان، اختلال خلقی یا خلق ادواری می‌گویند.

بسامد بروز این اختلال در زنان دوقطبی و مردان یکسان است و متوسط سن بروز آن ۲۵ سالگی تخمین زده شده است. با این حال، ممکن است اختلال دوقطبی از کودکی آغاز یا در اواخر عمر ظاهر شود.

اختلالات دو قطبی معمولا بیماری‌های مزمنی هستند و فرد باید تا پایان عمر تحت نظارت باشد. بیش از ۹۰ درصد از کسانی که دچار یک دوره شیدایی می‌شوند، باز هم دوره‌های شیدایی یا افسردگی را تجربه می‌کنند.

دوقطبی بودن یعنی چی؟

معمولاً افراد مبتلا شیدایی را با سرخوشی زیاد توصیف می کنند. شخص احساس می‌کند «جهان زیر پایش قرار دارد». با این وجود، در اغلب موارد، روحیه‌ غالب در دوران شیدایی کج‌خلقی است. به‌علاوه، این دسته از افراد ناگهان اعتماد به نفس زیادی در خود احساس می‌کنند، نیازشان به خواب کم می‌شود، پرحرف می‌شوند، براحتی حواسشان پرت می‌شود و دست به فعالیت‌هایی می‌زنند که ریسک و دردسرشان بالاست (مثل قمار، خرید بی‌رویه، سکس بی‌پروا).

شباهت هیپومانیا با شیدایی در این است که در هر دو مورد دیگران متوجه تغییر در روحیه و عملکرد فرد می‌شوند اما این دوره آنقدر شدید نیست که منجر به اختلال جدی در عملکرد اجتماعی یا شغلی شود یا به بستری شدن نیاز داشته باشد.

ممکن است فرد در دوره‌ شیدایی پروژه‌های زیادی را شروع کند و احساس کند، صرف نظر از سطح استعداد یا تجربه، می‌تواند هرکاری را انجام دهد. یکی از شایع‌ترین ویژگی‌های شیدایی کاهش نیاز به خواب است. ممکن است فرد تا چند روز نخوابد ولی احساس خستگی نکند.

در اغلب موارد، ذهن فرد شیدا سریع‌تر از آنکه بتواند بروز دهد عمل می‌کند بنابراین مدام از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرد و حرف‌های او منسجم نیست. گاهی فرد در دوره‌ی شیدایی، بخصوص اگر کسی بخواهد حرفش را قطع کند، از خود پرخاش و خشونت نشان می‌دهد. 

زنجیره‌ی رشد کودکانی که در معرض خطر ابتلا به اختلال دوقطبی قرار دارند (چون یکی از والدین آن‌ها دچار این اختلال دو قطبی است) با علائمی شروع می‌شود که مختص اختلال دوقطبی نیست (مشکل خواب و اضطراب ازجمله علائم بارز آن است). این وضعیت از اختلال خلقی خفیف به سمت اختلال افسردگی عمده در نوجوانی حرکت می‌کند و اختلال دوقطبی کامل در مرحله‌ی ورود به بزرگسالی، معمولاً همراه با یک دوره شیدایی یا هیپومانیا یا اولین دوره از روان‌پریشی بعد از یک دوره افسردگی، رخ می‌دهد.

ویژگی این وضعیت این است که افراد شیدا بیماری خود و نیاز به درمان را نمی‌پذیرند و دربرابر درمان مقاومت می‌کنند. راه های تشخیص بیماری دو قطبی و درمان بیماری دو قطبی بسیار مهم است.

خطر خودکشی در بین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی دست کم ۱۵ برابر بیشتر از جمعیت عادی است. در اغلب موارد اختلال دوقطبی تشخیص داده نمی‌شود یا با سایر اختلالات اشتباه گرفته می‌شود و ممکن است افراد تا چند سال از آن رنج ببرند تا بالاخره تحت درمان مناسب قرار بگیرند.

برای آنکه بدرستی بدانید بیماری دو قطبی چیست و علائم بیماری دو قطبی را تشخیص دهید، حتما باید به روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید. پزشک پس از بررسی شخصیت دو قطبی و علائم اختلال دو قطبی در افراد دو قطبی نوع درمان مناسب را مشخص کرده و عوامل تشدید کننده اختلال دو قطبی را شرح می‌دهد.

علائم اختلال دوقطبی اغلب هیجانی هستند. مانند افزایش اعتماد به نفس یا سرخوشی بیش‌ازحد. میل به خودکشی افزایش قابل توجهی نسبت به وضعیت سلامت دارد،
علائم اختلال دوقطبی اغلب هیجانی هستند. مانند افزایش اعتماد به نفس یا سرخوشی بیش‌ازحد. میل به خودکشی افزایش قابل توجهی نسبت به وضعیت سلامت دارد،

راههای تشخیص بیماری دو قطبی و علائم اختلال دوقطبی چیست؟

براساس DSM-5، دوره‌ی شیدایی با سرمستی بیش‌ازحد، کج‌خلقی در بیشتر روزهای هفته یا هر روز به مدت دست کم یک هفته ظاهر می‌شود و با افزایش غیرعادی فعالیت و انرژی همراه است. به‌علاوه، سه مورد از علائم زیر در فرد مشاهده می‌شود (اگر کج‌خلقی را روحیه‌ی غالب تصور کنیم، چهار مورد):

  • اعتماد به نفس بیش از حد یا بزرگنمایی، شامل باورهای غیرمنطقی نسبت به توانایی و قدرت خود
  • کاهش نیاز به خواب
  • پرحرفی غیرعادی یا نیاز به صحبت
  • هجوم ایده یا افکار
  • پرت شدن حواس
  • افزایش هدف‌گذاری، مانند پروژه‌های کاری یا درسی، یا فعالیت‌های بی‌هدف (بی‌قراری روانی-حرکتی)
  • شرکت در فعالیت‌هایی که احتمال پیامد منفی آن ها بالاست. مثل خرید بی‌رویه، سکس بی‌پروا، سرمایه‌گذاری بدون فکر.

چنانچه این علائم دوقطبی را در اطرافیان خود مشاهده کردید، باید به پزشک مراجعه کنید. شما از طریق درمانکده می‌توانید از بهترین متخصصان این حوزه، به صورت آنلاین یا حضوری، خدمات مشاوره دریافت نمایید:

به‌علاوه، اختلال در خلق و خو برای بروز مشکل جدی در عملکرد اجتماعی یا شغلی یا نیاز به بستری شدن برای جلوگیری از آسیب زدن فرد به خود یا وجود ویژگی‌های روانی کافی است.

از طرفی، این وضعیت با تزریق دارو، سوء مصرف مواد یا اختلال بالینی قابل توضیح نیست.

حالت خفیف شیدایی، که هیپومانیا نام دارد، نیز شامل تغییر بارز در عملکرد فرد (ولو به مدت چهار روز یا بیشتر) است با این تفاوت که معمولاً با ناتوانی شدید اجتماعی یا شغلی مواجه نیستیم. درواقع، ممکن است فرد احساس خوبی داشته باشد و به‌شدت فعال شود به‌طوری‌که خود فرد یا اطرافیان نتوانند دوره هیپومانیا را تشخیص دهند.

در اختلال دوقطبی دست کم با یک دوره بروز افسردگی روبه‌رو هستیم. در این دوره، روحیه‌ی فرد پایین می‌آید، احساس بی‌میلی یا بی‌انگیزه بودن به او دست می‌دهد یا دست کم به مدت دو هفته دچار ناامیدی می‌شود. براساس DSM-5، حداقل پنج مورد از علائم زیر نیز در فرد دیده می‌شود:

  • فرد هر روز یا بیشتر روزهای هفته احساس ناراحتی، اضطراب یا پوچی می‌کند
  • فرد هر روز یا بیشتر روزهای هفته احساس بی‌میلی و بی‌انگیزه بودن دارد
  • افزایش یا کاهش بی‌رویه‌ی وزن
  • بی‌خوابی یا پرخوابی
  • بی‌قراری مشهود (بی‌قراری روانی-حرکتی) یا کند شدن (کندی روانی-حرکتی)
  • فرد تقریباً هر روز احساس خستگی مفرط و انرژی پایین دارد
  • عذاب وجدان یا احساس بی‌ارزش بودن
  • فرد نمی‌تواند تمرکز کند یا تصمیم بگیرد
  • فرد مدام به خودکشی فکر می‌کند یا اقدام به خودکشی می‌کند

این علائم دو فطبی باعث پریشانی یا نقص در عملکرد فرد می‌شود و ناشی از تاثیر مواد یا بیماری بالینی نیست.

گاهی دوره‌های شدید شیدایی یا افسردگی شامل علائم روان‌پریشی می‌شود. ازجمله علائم شایع روانپریشی می‌توان به توهم (شنیدن، دیدن یا احساس حضور چیزهایی که در واقعیت وجود ندارد) و وهم (باور محکم و غلط که ربطی به دلایل یا توضیحات منطقی در باورهای فرهنگی عادی فرد ندارد) اشاره کرد.

برای آنکه بدانید ” بیماری دو قطبی چیست ” می توانید از متخصص این حوزه درباره مریضی دو قطبی مشاوره بگیرید:

معمولاً علائم روانی در اختلال دوقطبی ناشی از وضعیت روحی فرد در لحظه است. مثلاً، ممکن است فرد حین دوره‌ی شیدایی دچار توهم خودبزرگ‌بینی مثل باور به رئیس جمهور بودن یا داشتن قدرت و ثروت ویژه شود و طی دوره‌ی افسردگی توهم عذاب وجدان یا احساس بی‌ارزش بودن مانند پوچی و بازنده بودن را تجربه کند یا باور داشته باشد که مرتکب جرم بزرگی شده است. به‌همین دلیل، گاهی اختلال دوقطبی به اشتباه شیزوفرنی تشخیص داده می‌شود.

البته ممکن است علائم افسردگی شیدایی در بعضی از افراد هم‌زمان رخ دهد که به آن اختلال دو قطبی با ویژگی‌های ترکیبی گفته می‌شود. علائم آن اغلب شامل بی‌قراری، اختلال در خواب، تغییر شدید در اشتها، روان‌پریشی و فکر به خودکشی است. ممکن است روحیه‌ فرد بسیار غمگین و ناامید باشد و در عین حال احساس پرانرژی بودن کند.

بعضی از افراد دچار اختلال دوقطبی دست به خودکشی می‌زنند. هرکس که به خودکشی فکر می‌کند باید فوراً تحت نظارت متخصص سلامت روان قرار بگیرد. باید حرف زدن درمورد خودکشی را جدی گرفت. بنظر می‌رسد خطر خودکشی طی اولین دوره از بیماری از همه بیشتر است. تشخیص زودهنگام اختلال دوقطبی و یادگیری بهترین روش برای کنترل آن، خطر مرگ در اثر خودکشی را کاهش می‌دهد.

معمولاً دوره‌های افسردگی شیدایی چند بار در طول عمر تکرار می‌شود. اکثر افراد دچار اختلال دوقطبی میان هر دوره هیچ علامتی ندارند اما علائم در یک سوم از آن ها باقی می‌ماند. علائم مزمن در درصد کمی از افراد، به رغم درمان، هرگز رفع نمی‌شود.

اگر ظرف ۱۲ ماه فرد دچار چهار اپیزود بیماری یا بیشتر شود، می‌گوییم اختلال دوقطبی تند چرخش رخ داده است. بعضی از افراد ظرف یک هفته یا حتی یک روز دچار چند اپیزود می‌شوند. چرخش سریع معمولا اوایل بیماری رخ نمی‌دهد و در بین زنان دوقطبی بیشتر شایع است.

اگر فرد بداند اختلال دو قطبی چیست و این بیماری دو قطبی به‌طور موثر درمان شود، بیماران دوقطبی می‌توانند زندگی سالم و سودمندی داشته باشند اما بدون درمان، بسامد و شدت تغییر روحی افزایش پیدا می‌کند و ممکن است عاقبت بیماران دو قطبی سخت باشد و به خودکشی برسد.

ممکن است اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان نیز رخ دهد. این وضعیت معمولاً کودکانی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد که والدین او دچار این اختلال باشند. کودکان و نوجوانان اغلب چندبار در روز دچار نوسان خلقی سریع بین افسردگی و شیدایی می‌شوند. شیدایی در کودکان به‌شکل کج‌خلقی و فوران شدید خشم نمود پیدا می‌کند.

بروز علائم مختلف نیز در جوانان دچار اختلال دوقطبی شایع است. ممکن است علائم و اپیزود این بیماری در نوجوانان بزرگتر بیشتر شبیه به بزرگسالان باشد.

تمییز دادن اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان از سایر مشکلاتی که در این گروه سنی رخ می‌دهد دشوار است. کج‌خلقی و پرخاشگری می‌تواند از علائم اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی، اختلال رفتاری یا اختلال نافرمانی مقابله‌ای هم باشد.

سوء مصرف مواد و الکل در بین افراد دچار اختلال دوقطبی بسیار شایع است. عوامل مختلفی در بروز اختلال سوء مصرف مواد سهم دارد مانند: مصرف سر خود دارو برای تسکین علائم درحالی‌که ممکن است علائم خلقی در اثر مصرف دارو رخ دهد یا تشدید شود. شاید بعضی از عوامل در بروز اختلال دوقطبی و اختلال مصرف مواد موثر است.

هم‌زمان شدن اختلال سوء مصرف مواد با اختلال دوقطبی، بخش مهمی از برنامه‌ درمان خواهد بود.

همچنین ممکن است اختلالات اضطراب، مانند حمله‌ی عصبی و اختلال اضطراب اجتماعی، هم‌زمان با اختلال دوقطبی رخ دهد. شاید این وضعیت به درمانی که برای اختلال دوقطبی در نظر گرفته شده جواب دهد یا به درمان جداگانه نیاز داشته باشد.

علت اختلال دوقطبی چیست؟

علت بروز اختلال دوقطبی موضوع تحقیقات بسیار قرار گرفته و دانشمندان به این اجماع رسیده‌اند که یک دلیل واحد برای بروز اختلال دوقطبی وجود ندارد. بلکه، عوامل مختلف دست به دست هم می‌دهند تا این بیماری رخ دهد.

ژنتیک در این زمینه نقش دارد. یکی از قوی‌ترین عوامل بروز اختلال دوقطبی سابقه‌ی خانوادگی است: خطر بروز اختلال دوقطبی دربین بستگان بزرگسال افراد دچار اختلال دوقطبی نوع ۱ و ۲ ده برابر بیشتر است. با این حال، هیچ ژن خاصی به این اختلال مربوط نیست. بلکه، مانند بسیاری از بیماری‌های روحی، چند ژن (که هرکدام تاثیر اندکی می‌گذارند) در احتمال بروز این اختلال دوقطبی سهم دارند.

برخی شواهد نشان می‌دهد بسامد اختلالات روحی، اضطراب و روانی در خانواده‌هایی که دچار اختلال دوقطبی هستند نسبت به جمعیت عادی بیشتر است. تحقیق روی دوقلوهای همسان، که ژن‌های مشابه دارند، نشان می‌دهد به غیر از ژن عواملی نظیر رویدادهای پرتنش نیز در ابتلا به اختلال دوقطبی نقش دارد. احتمالا ترکیب تعدادی ژن با عوامل محیطی در بروز اختلال دوقطبی موثر است. 

بررسی تصاویر مغزی نشان می‌دهد مغز افراد دو قطبی با مغز افراد سالم فرق می‌کند. برای مثال، در بررسی‌ها تشخیص داده شد که ضخامت قشر قسمت‌هایی از مغز بیماران دوقطبی نازک‌تر است. سایر تحقیقات نشان می‌دهد پردازش محرک حسی طی دوره‌های افسردگی و شیدایی تضعیف و منجر به بروز مشکل در ادراک می‌شود.

درمان اختلال دوقطبی چیست؟

اختلال دوقطبی حتی در شدیدترین حالت قابل درمان است. هرچه فرایند درمان زودتر شروع شود، احتمال کاهش شدت و بسامد دوره‌های افسردگی و شیدایی بیشتر خواهد بود.

ازآنجاییکه اختلال دوقطبی در تمام طول عمر فرد را درگیر خود می‌سازد، درمان هم طولانی‌مدت است و نه‌تنها درجهت تسکین علائم پیش می‌رود، بلکه قصد دارد مانع از عود علائم شود. اکثر افراد دچار اختلال دوقطبی از نظر نوسانات خلقی و علائم مربوط به آن به ثبات خواهند رسید.

ترکیب دارو و روان‌درمانی موثرترین روش درمان است. به‌علاوه، اغلب از بیماران درخواست می‌شود علائم روحی روزانه، روش‌های درمان، الگوی خواب و اتفاقات زندگی را در جدولی بنویسند. شواهد نشان داده نوشتن این امور در درک و مدیریت بهتر بیماری به بیمار و اعضای خانواده‌ او کمک می‌کند: می‌توان به‌موقع متوجه تغییرات خلقی شد تا از بروز اپیزود کامل جلوگیری شود. حتی زمانی‌که سدی بر سر راه درمان قرار نگیرد، باز هم ممکن است نوسانات خلقی رخ دهد و باید فوراً آن را به پزشک گزارش داد تا برنامه‌ی درمان را تنظیم کند.

درمان اختلال دوقطبی امکان‌پذیر است و روش‌های مختلف دارو، شوک و مشاوره را شامل می‌شود.
درمان اختلال دوقطبی امکان‌پذیر است و روش‌های مختلف دارو، شوک و مشاوره را شامل می‌شود.

دارو برای بیماری دوقطبی چیست؟

با اینکه ممکن است پزشک عمومی که در روانپزشکی تخصص ندارد داروی روانگردان تجویز کند، توصیه می‌شود افراد دچار اختلال دوقطبی برای درمان به روانپزشک مراجعه کنند. برای درمان اختلال دوقطبی از چند نوع دارو استفاده می‌شود.

معمولاً برای کنترل دوره‌های شیدایی از داروهای تثبیت‌کننده‌ی خلق استفاده می‌شود که شاید لیتیم شناخته‌شده‌ترین نوع آن باشد. لیتیم که به‌عنوان اولین داروی تثبیت‌کننده‌ی خلق به تایید اداره‌ غذا و داروی ایالت متحده رسید، اغلب در کنترل شیدایی و پیشگیری از عود دوره‌های شیدایی و افسردگی بسیار موثر عمل می‌کند.

ازجمله دیگر داروهای تثبیت‌کننده‌ی خلق می‌توان به داروهای ضد تشنج مثل لاموتریژین (لامیکتال)، والپروئیک اسید(دپاکین)، دیوالپروئکس سدیم (دپاکوت) و کاربامازپین (تگرتول و غیره) اشاره کرد. در سال ۱۹۹۵ داروی والپروات برای درمان شیدایی به تایید اداره‌ غذا و دارو رسید.

ممکن است به‌منظور دستیابی به بهترین تاثیر ممکن داروهای ضد تشنج با لیتیم یا با یکدیگر ترکیب شوند. درصورت لزوم، و معمولاً به مدت کوتاه، برای درمان دوره‌های افسردگی و شیدایی داروهای دیگر نیز اضافه می‌شود. 

گاهی مصرف داروهای ضد افسردگی منجر به تغییر روحیه و تسریع اپیزود شیدایی یا هیپومانیا یا چرخش سریع می‌شود. به‌منظور پیشگیری از بروز این مشکل، معمولاً به داروهای تثبیت‌کننده‌ خلق و خو به‌تنهایی یا همراه با داروهای ضد افسردگی نیاز است.

معمولاً کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی با مصرف لیتیم درمان می‌شوند اما گاهی از والپروات و کاربامازپین نیز استفاده می‌شود.

زنان دچار اختلال دوقطبی که قصد بارداری دارند یا باردار می‌شوند، به‌علت تاثیر احتمالی داروهای تثبیت کننده ی خلق و خو روی جنین درحال رشد یا نوزاد شیرخوار با چالش روبه رو می شوند. متخصص بالینی می تواند به این زنان کمک کند تا مزایا و خطرات تمام گزینه‌های درمان را سبک سنگین کنند.

همچنین به‌منظور کنترل علائم شیدایی و افسردگی در اختلال دوقطبی از داروهای ضد روانپریشی هم استفاده می‌شود و بعضی از این داروها به تثبیت وضعیت روحی نیز کمک می‌کنند. ازجمله داروهای ضد روانپریشی می‌توان به الانزاپین (زیپرکسا)، کوئتیاپین (سروکوئل) و ریسپریدون (ریسپردال) اشاره کرد.

اگر فرد مشکل بی‌خوابی داشته باشد، داروی قوی بنزودیازپین مانند کلونازپام یا لورازپام موثر واقع می‌شود. با این حال، از آنجایی‌که این داروها اعتیادآور است، بهتر است به‌مدت کوتاه تجویز شود. در این صورت گاهی از سایر داروهای آرام‌بخش، مانند زولپیدم، استفاده می‌شود.

درحال حاضر، در حال تحقیق پیرامون تاثیر اسید چرب امگا-۳ (که در روغن ماهی یافت می‌شود)، به‌تنهایی یا در کنار سایر داروهای متداول، روی درمان بلندمدت اختلال دوقطبی هستیم.

شاید لازم باشد برای مدیریت مناسب اختلال دوقطبی، برنامه‌ درمان چند بار طی دوره‌ی بیماری تغییر کند. هرگونه تغییر در نوع یا دوز دارو باید تحت نظارت روانپزشک انجام شود. بیمار باید به‌منظور جلوگیری از هرگونه اثر جانبی تمام داروهای دیگر یا مکمل‌های طبیعی را که مصرف می‌کند با روانپزشک درمیان بگذارد.

در اغلب موارد، عملکرد غده‌ی تیروئید در افراد دچار اختلال دوقطبی، به‌خصوص کسانی که چرخش تند روحی را تجربه می‌کنند، غیرعادی است. از آنجایی‌که بالا یا پایین بودن میزان هورمون به ‌تنهایی منجر به تغییر انرژی و روحیه می‌شود، میزان تیروئید تحت نظارت دقیق پزشک قرار می‌گیرد. مصرف لیتیم در بعضی از افراد منجر به کاهش میزان هورمون تیروئید می‌شود بنابراین این دسته از افراد به مصرف مکمل تیروئید نیاز دارند.

تمام داروها اثر جانبی دارند. عوارض، بسته به دارو، شامل افزایش وزن، حالت تهوع، رعشه، کاهش میل جنسی، اضطراب، ریزش مو، اختلال حرکتی یا خشکی دهان می‌شود. لازم است به‌منظور حفظ تعادل مزایای درمان، پزشک دوز یا نوع دارو را تنظیم کند. نباید بدون توصیه‌ روانپزشک دارو را قطع کرد یا تغییر داد.

دارو برای درمان اختلال دوقطبی از روش‌های موثر است.
دارو برای درمان اختلال دوقطبی از روش‌های موثر است.

روان درمانی برای بیماری دوقطبی چیست؟

تحقیقات نشان می‌دهد مشارکت در انواع روان‌درمانی توسط بیمار و اعضای خانواده منجر به افزایش ثبات روحی، کاهش مدت زمان بستری شدن و بهبود عملکرد فرد در چند حیطه می‌شود. معمولاً برای درمان اختلال دوقطبی از روش درمان شناختی رفتاری، آموزش روانی، خانواده درمانی و درمان بین فردی و ریتم اجتماعی (IPSRT) استفاده می‌شود. در IPSRT روی اهمیت داشتن الگوی منظم خواب و بیداری تاکید می‌شود زیرا به تاخیر انداختن بیداری باعث تحریک اپیزود شیدایی می‌شود.

معمولاً روانشناس معتبر، مددکار اجتماعی یا مشاور این خدمات را انجام می‌دهد و اغلب با روانپزشک همکاری دارد تا پیشرفت بیمار تحت نظارت قرار بگیرد. درمان شناختی رفتاری به افراد دچار اختلال دوقطبی کمک می‌کند الگوهای فکری و رفتاری منفی یا نادرست مربوط به بیماری را تغییر دهند.

در آموزش روانی، به افراد دچار اختلال دوقطبی درمورد این وضعیت، راه‌های درمان و تشخیص علائم عود آن اطلاع‌رسانی می‌شود تا قبل از تجربه‌ی اپیزود کامل بیمار تحت درمان قرار گیرد. آموزش روانی برای اعضای خانواده هم مفید است.

خانواده درمانی به کاهش میزان پریشانی ناشی از علائم فرد بیمار کمک می‌کند.

درمان بین فردی و ریتم اجتماعی به افراد دچار اختلال دوقطبی کمک می‌کند روابط خود را بهتر و روتین روزانه‌ی خود را تنظیم کنند. داشتن روتین روزانه و برنامه‌ی خواب به جلوگیری از بروز دوره‌ی شیدایی کمک می‌کند.

همکاری بیمار و خانواده او با رواندرمان، پزشک و مشاور در روند درمان اختلال دوقطبی بسیار اثرگذار است.
درمان اختلال دوقطبی با پزشک و مشاور

شوک درمانی در بیماران دوقطبی

در شرایط بحرانی، مانند روانپریشی یا فکر به خودکشی، که دارو، درمان روانی-اجتماعی و ترکیب این موارد موثر واقع نمی‌شود یا تاثیر کمی روی علائم حاد دارد، شوک برای بیماران دوقطبی انجام می‌شود. همچنین زمانی‌که وضعیت پزشکی بیمار، مانند حاملگی، اجازه‌ استفاده از دارو را نمی‌دهد، برای درمان اپیزودهای حاد از شوک درمانی در بیماران دوقطبی استفاده می‌شود.

تاثیر شوک درمانی روی افسردگی شدید، شیدایی یا ترکیب این دو یعنی افسردگی شیدایی بسیار بالاست. احتمال بروز مشکل دائمی در حافظه‌ی بیمار با استفاده از روش‌های مدرن شوک درمانی در بیماران دوقطبی به طرز قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

سخن نهایی

در این مطلب از درمانکده با اختلال دوقطبی، علت، علائم و درمان این اختلال نیز آشنا شدید و فهمیدید دوقطبی بودن چه معنایی دارد. تشخیص اختلال دوقطبی در زمان مناسب بسیار ضروری است و به پزشک کمک می‌کند تا درمان آن را به شکل موثری انجام دهد.

در همین راستا برای درمان این اختلال یا آشنایی با آن می‌توانید با مراجعه به سایت درمانکده به صورت آنلاین، از روانپزشکان و روانشناسان مجرب تهران، نوبت بگیرید. با درمانکده در ارتباط باشید.

منبع: psychologytoday

 

نوشته های مشابه

‫۴۶ دیدگاه ها

  1. سلام من ی دوره حدودا دو ساله دچار افسردگی بودم و حتی پیش مشاور هم رفتم ولی نتونستم ارتباط برقرار کنم و دیگه ادامه ندادم و میشه گفت مشکل از پایه حل نشد
    حالا چندساله که دچار این مشکلم که حال روحیم بعضی وقتا خیلی خوبه و خوشحال و سرحالم و بعد یهو افت شدید انرژی دارم و دیگه حتی سختمه که با اطرافیانم صحبت کنم ومیرم تو اتاقم و فیلم میبینم و میخوام تنها باشم و مغزم خالیه خالی میشه و فقط به شدت ناراحت وبی انگیزه و عصبی میشم
    و خب تایم زیادی هم به خودکشی و مرگ فکر میکنم
    فکر میکردم که این قضیه مربوط به درونگرا بودنم میشه و وقتی تو اجتماع باشم چون انرژی زیادی ازم گرفته میشه اینجوری میشم ولی فهمیدم همیشه اینجوری نیس و حتی اگه تو اجتماع هم نباشم این بی انرژی بودن پیش میاد
    جدیدا بداخلاق تر و بی حوصله تر شدم به صورت کلی و حافظم ضعیفتر شده و دقتم و دنبال کردن صحبت بقیه برام یکم سخت شده
    ممکنه این مشکل بیماری دوقطبی باشه؟

    1. سلام
      وقت بخیر
      برای تایید تشخیص اختلال دوقطبی حتما به ویزیت روانپزشک نیاز هست و بدون اون نمیشه تشخیص قطعی گذاشت.
      و با توجه به شرح حالی که ارائه دادید باید حتما مراجعه کنید. مشکلتون قابل حل هست و می تونن بهتون کمک کنن.

  2. سلام اقای دکتر من ۲۷سال سن دارم

    تقریبا با هر دختری اشنا میشدم حس شدید داشتم که ببینم حانوادش خوبن که برای همیشه باهاش بمونم
    و تمام دوستیام احساساتم عمیق بود شدید و مدت رابطه دوساله میشد تقریبا

    و مثلا با دختری بودم اوج احساساتم براش میزاشتم دوست داشتم سریع رابطه جلو بره بتونم به شیوه ها مختلف سوپرایزش کنم
    و‌بعد چند وقت مثلا دوسال یک سال یا چند ماه اگه میخواستیم جدا شیم من نمیتونستم کنار بیام ولی وقتی باهام اوکی میشدن من حسم نسبت بهشون کم میشد

    نمیدونم چطوری بگم مثلا یاد یه خاطرش میفتادم دلم شروع میکرد به جوشیدن و بی تابی اما زمانی میومد سمتم دیگه یاد اون خاطره میفتادم اونقدراااا دلمو نمیلرزوند

    خیلی دارم اذیت میشم از این شرایط
    خیلی احساسی
    زودرنج هستم

    و الان که با یه کسی که باهاش چندین سال اشنا بودم
    بهم زدیم اما نبودش داره داغونم میکنه
    از طرفی وقتیم میاد سمتم نمیدونم چکار باید کنم اخه اتفاقای بدی بینمون افتاده اما وقتی نیست من فکر و‌مغزم سمتشه
    خاطره هاش برام دیونه کننده هستن اما وقتی میاد ارومم دیگه اون خاطره اونجوری تکونم‌نمیده

    نمیدونم این مشکل دوقطبی بودن هست یا چیز دیگه ممنون میشم کمکم کنید

    1. سلام
      وقت بخیر
      نه تا حد زیادی میشه گفت این مشکل شما بیماری دوقطبی نیست. ولی خب باید برای حلش به مشاور مراجعه کنید.

  3. برادرم این بیماری داردولی قرص هامو میخوره وچندین بارم بستری شده به اطرافیانش به شددت بدبین است همیشه میگود بهم سم میدید یاسم درغذام میرزن نمیدانیم چکار کنیم فکر نمی کنم خوب شود بخدا خودمم دچار بیماری شدم پدر ومادر نداریم فوت شدن نمیدونم تاکی این من تحمل کنم

    1. سلام
      وقت بخیر
      اگر علی رغم مصرف داروها همچنان علائم شدیدی داره حتما مجددا برای تنظیم دوز داروها یا تغییر دادنشون به پزشکشون مراجعه کنید.

  4. سلام وقت بخیر
    من پدرم یک مدت خیلی هذیان میگفت و توهم داشت و احساس میکرد میخوان به قتل برسوننش ما بیمارستان بردیمش و الان بستریه وتشخیص داده شده که بیماری دو قطبی داره البته مواد مخدر هم مصرف میکنه (شیشه) الان یک ماهه بیمارستان بستریه ولی هیچ تغییری نکرده خیلی مار و اذیت میکنه همش زنگ میزنه میگه بیایید منو مرخص کنید وگرنه خودمو میکشم تهدید میکنه به نظر شما ما باید با این بیمار چیکار کنیم ؟
    به نظر شما اگه بیمارستان بستری باشه نتیجه میده و تاثیر میذاره در نوع رفتارش یا نه؟
    ممنون میشم پاسخ دهید.
    متشکرم

    1. سلام
      وقت بخیر
      با این شرایط حتما باید بستری بمونه و ترخیصش اصلا به مصلحت نیست.
      از طرف دیگه هم انتظار نداشته باشید با درمان و بستری، علائمش کاملا از بین بره، چون شیشه خیلی به ذهنش آسیب زده. الان هدف این هست که علائم کنترل بهش و به حداقل ممکن برسه.

  5. سلام من ۱۸ سالمه
    سال پیش دچار حمله عصبی زیاد میشدم، بدنم میلرزید سرم تیر میکشید تپش قلب میگرفتم و حتی ناخودآگاه گریه میکردم. رفتم دکتر تشخیص دو قطبی دادن، لیتیوم و والپرات سدیم تجویز کردن، ۳ ماه خوردم خیلی بهتر شدم اما دوباره داشت حالم بد میشد، از ترس بیشتر شدن دوز قرصا ،دیگه نخوردم قرصارو و دکترم نرفتم
    الان ذهنم خیلی بهم ریختس
    کنکور دارم نمیتونم درس بخونم
    همش بی انگیزه و بی حوصله ام
    چیکار کنم بنظرتون؟ برم دکتر دوباره؟ قرصا لطمه نمیزنن به درسو خوابم؟

    1. سلام
      وقت بخیر
      نباید سرخورد داروهاتو قطع می کردی. و اگر علائمی بروز پیدا کرد دوباره می رفتی پیش پزشکت.
      الانم حتما برای شروع مجدد درمان مراجعه کن و نگران نباش. اتفاقا اگر درمانتو انجام ندی درس و خواب لطمه می بینه.

  6. از دور بیماری جذابی به نظر میرسه ولی خیلی سخته
    اگر از اطرافیان بیمار هستین بدونین که مرگ و زندگی شم به شما بستگی داره

  7. سلام دکتر من یک دختر نه ساله دارم که از پیش دبستانی تا الان تنهایی به مدرسه نرفته استرس داره وهیچ علاقه ای به درس نشون نمیده زود عصبانی میشه وهمش دوست داره پسر باشه خیلی ادیتم میکنه درحدی که خودمم افسردگی گرفتم

    1. سلام
      وقت بخیر
      بی علاقگیش به درس می تونه به خاطر اختلال تمرکز و حواس پرتی باشه. و در کنار تمایلش به پسر بودن، می تونه نشانه ی مشکل زمینه ای باشه. حتما به فوق تخصص روانپزشکی اطفال مراجعه کنید.

  8. سلام
    بنده ۱۴ سال سن دارم و از موقعی که یادم هست یه حالتی با اختلال توی احساسات روزمره مواجهم شاید درکش سخت باشه ولی برای من هیچ موضوعی حس خاصی نداره و بیشتر به خودم تلقین میکنم اون رو،خیلی بی دقتم و همیشه سر این موضوع مشکل داشتم تا حدی که به تازگی تقریبا از درس ریاضی زده شدم و تا الان که حدود دو ماه از سال نحصیلی گذشته من تقریبا مطالعه نداشتم و سر درس هم اصلا دیگه با میل خودم دقت نمیکنم چون چیزی متوجه نمیشم و اگر بخوام متوجه بشم باید خیلی سر یک موضوع فکر کنم و این خیلی وقت ها در حدیه که به سردرد هم دچار میشم حتی درحالی که کسی جواب رو بهم بگه بازهم به سختی متوجه میشم،ولی با این حال خیلی از علائم افسردگی رو ندارم مثلا خیلی آدم شوخ طبعی هستم،ولی با این حال من مه تمرکزی دارم نه میتونم از فضای اون زمانی که توش هستم لذتی ببرم و مخصوصا این مورد دوم خیلی آزار میده و اینکه الان هم با یک دکتر در ارتباط هستم کم و بیش ، ولی خواستم نظر شمارم بدونم و یک نکته جالب درباره همین دکتری که ازشون نسخه گرفتم این هست که حتی دارو های ایشونم خیلی نصفه خوردم چونکه یادم میرفت با اینکه خیلی این موضوع تکرار میشد و حتی چندباری قرص هارو اشتباه میخوردم ، اگر راهنمایی بکنید خیلی ممنون میشم

    1. سلام
      وقت بخیر
      برای تشخیص افسردگی، نیازی نیست حتما همه ی علائم باهم بروز داشته باشه.
      اختلال تمرکز خودش به تنهایی می تونه بروز پیدا کنه و باعث بی علائقگی به مسائل مختلف بشه.
      حتما به روانپزشک مراجعه کنید، به درمان ها ادامه بدید چون مدتی طول می کشه اثرشون معلوم بشه.

  9. سلام دکتر! ممنون از مطالب مفیدتون…
    یه مشکل بزرگی که اغلب اطرافیان بیمار از جمله من باهاش مواجهم اینه که نمیتونم بیمارو راضی کنم که بره دکتر! نمیتونم مجابش کنم که حتی قدم اولو برداره و یه بار، یه نوبت، بره پیش روان پزشک…
    من خودم افسرگی داشتم! چند ساله دپاکین، سیتالوپرم و ولبان مصرف میکنم. و هیچوقت، هیچ مشکلی با قرص و درمان نداشتم. و سالهاست که خیلی بهترم… البته کم کم وقتشه به فکر کم کردن و قطع داروهام باشم دیگه!( زیر نظر پزشک البته)
    اما کسانی رو میشناسم که مشکل دوقطبی دارن، بعضا خودشونم میدونن!! ولی قبول نمیکنن! که برن دکتر. که باااید برن دکتر! که بااید درمان بشن! انگار نمیخوان!! نمیفهمم چرا ؟!؟ خییییلی مقاومت میکنن در برابر دکتر رفتن، و پافشاری میکنن که من قرررص نمیییییخورررررم. من دکترررر نمیییررررم، واسه مننن تصمیم نگییییرررر و…. اصلا حرف تو کله شون نمیره!!!
    سوالم اینه چجوری باید این افراد رو توجیه و ترغیب کرد که قبول کنن به پزشک ‌مراجعه کنن؟؟؟؟ چیکار باید کرد واقعا؟؟ چی باید بهشون گفت؟؟؟؟ من عاصی شدم…!

    1. سلام
      وقتتون بخیر
      بله درست می فرمایید، متاسفانه بعضی افراد در مورد پذیرش بیماری مخصوصا بیماری های روان پزشکی گارد می گیرن و تصور اشتباهی هم بین مردم هست که مصرف داروهای اعصاب رو ایراد می دونن.
      برای همه ی افراد برای پذیرش بیماریشون نمیشه توصیه ی کلی کرد، در این موارد میشه از روانشناس کمک گرفت.

  10. سلام و عرض ادب ببخشید من برادر شوهرم همین بیماری رو دارن باتوجه ب اینکه این بیماری ژنتیک در بوجود اومدنش موثر ممکنه بچه ای من هم همین بیماری رو بگیرن ممنون میشم پاسخ بدین

    1. سلام
      وقت بخیر
      زمینه ی ژنتیکی در این بیماری موثر هستش ولی به تنهایی باعث بیماری فرزند شما نمیشه و درصدش بالانیست.

  11. ببخشید من اختلالم تشخیص داده شده و دارم با قرص درمان میشم ولی نمیدونم چرا میل شدیدی به درمان نشدن دارم و قبل ازین اختلالم چهار سال این مشکلو داشتم ولی نمیخواستم درمان بشم با اینکه وااقعا سخته و خب مسئله خودزنی و خودکشیم بوده

    1. سلام
      وقت بخیر
      با پیشرفت درمان به تدریج این میل هم درست میشه و اگر اینطور نشد حتما با روانپزشکتون مطرح کنید.

  12. سلام خسته نباشید.من یکی از دوستام اختلال دو قطبی دارع و خودشم در جریانه من میخواستم بدونم غیر از رفتن پیش دکتر و درمان من چطور میتونم کمکش کنم و کنارش باشم تا حالش بهتر بشه؟!

    1. سلام
      وقت بخیر
      این که ترغیبش کنید حتما پیگیر درمانش باشه و از روند درمانی خسته نشه.

  13. با سلام
    آقای دکتر مادر بنده حدود ۲۷ ساله این بیماری ‌رو داره.
    و تحت درمان بوده ، به صورت دورهای هر سال یا یک بار یا دو بار بیماریش حاد میشه و احتیاج به بستری شدن و پرسه درمان داره … هرسال آخرای تابستون و نزدیک پاییز شروع میشه یه مدت . ۴/۵ هفته ای …. گاهی مثلا ۲.۳ سال رخ نداد حتی قرص هم مصرف نکرد ولی پارسال و امسال مثل سال های قبل ترش بیماریش حاد شد . امسال به دلیل کرونا گفتند نمیشه بستری کرد ‌ و گفتن ببرید خونه … و الان نزدیک یک ماهه خونه اوردیم و خونه دور ورشو موندیم حتی . ۴ تا برادریم هر ۴ تا موندیم پیشش … دائما تو فکره و میگه خودمو میکشمو … یا میگه باباتون زن گرفته … و حرف های رو میزنه ک اصلا صحت نداره … و فک میکنه تمام افراد دور ورش پشت سرش دروغ میگن اونو مسخره میکنن… ما برای درمان کم نگداشتیم ولی راه درمانو اشتباه رفتیم … هر سال بستری و تحت درمان یه دکتر …الان یه متخصص رو در نظر گرفتیم که گفتن چند بار مراجع بکنیم تا جواب بگیریم … الان در کنار بیماری کار های خونه رو انجام میده و هیچ وقت کوتاهی نمیکنه ….
    سوال بنده از خدمت شریف شما اینه که الان ئدم اگهی ک مادر بنده از بیماری خودش داره باعث عدابش میشه .. و ور کنار فعالیت های روزانه هی دائم ذکر میگه صلوات میده … و بیشتر اون افکار منفی این تایم به فکرش میرسه … هر چی ما میگیم بیا کتاب خوندن یادت بدیم بیا یکم چیزی علمی بهت یاد بدیم تا یکم به اگهی برسی ممانعت میکنه … میخواستم بدونم آیا فعالیت خاصی ورزش خاصی پرداخت کردن به موضعی . شرکت کردن در بحثی … یا هر چه که بهش کمک میکنه چی هست واقعا ؟ ما چطور بهش کمک کنیم … من نمیتونم واقعا به حال خودش رهاش کنم و خیلی آدم دلسوز مهربونیم هست … دوست داریم بهش کمک کنیم . به هر حال مادرمه و باید بهش کمک کرد …. سپاس و درود فراوان

    1. سلام
      خیلی خوب کاری کردید که تحت نظر روان پزشک هستن و داروهاشون رو مرتب مصرف کنن.
      اگر بهبود پیدا نکردن در اولین فرصت بستری بشن.
      در مورد افکار اشتباهی که دارن باهاشون جدل نشه تا حساس تر نشن.
      برای نحوه ی رفتار با ایشون حتما با یه روان شناس بالینی در ارتباط باشید تا دقیق تر کمکتون کنه.

  14. سلام من ۱۷ سالمه و خب افسردگی شدید رو دکتر تایید کرده و سابقه خودکشی با قرص و بستری در بیمارستان رو داشتم و دکتر به من گفت که باید بعد از اون تو بخش اعصاب و روان بستری بشم ولی خب پدرم جدی نگرف و الان که با این وضیت جلو میرم میبینم تمام ویژگی های یه ادمه دوقطبی رو دارم و واقعا کارهایی میکنم ک خودم میترسم نمیدونم دقیقا باید به کی بگمو چیکار کنم چون کسی جدی نمیگیره من نمونه دولتی درس خوندم و رشانن ریاضیه ولی الان بشدت داره بهم ضربه وارد میشه هم تو درس اصلا تو همه چی . کسی میدونه دقیقا باید چیکار کنم:)؟

    1. سلام
      وقت بخیر
      این مشکل چیزی نیست که خود به خود و بدون درمان حل بشه.
      حتما تحت نظر یک روانپزشک باشید و جلساتتون با ایشون رو پیگیری کنید.

  15. سلام،میشه بفرمایید اطرافیان باید چه برخوردیی داشته باشن مخصوصا وقتایی که عصبی میشن و سعی میکنن به خودشون آسیب بزنن؟
    ممنون میشم اگر راهنمایی بفرمایید

    1. سلام
      وقت بخیر
      نحوه ی برخورد با بیمار رو بهتره حتما از یه مشاور در این حیطه نظر بگیرید.
      هم در کامنت نمیشه جواب داد هم من اطلاعات کاملی ندارم.

  16. سلام وقتتون بخیر
    داداش من جز بچه های بیش فعاله و دکتر تشخیص اختلال دو قطبی دادن خیلی پرخاشگر هس و به خودش آسیب میرسونه (مثلا وقتی عصبی میشه لیوان رو میزنه سرش ) و شدیدا ولخرج و به گفته ی خودش میگه خیلی انرژی دارم نمیدونم چجوری تخلیه اش کنم و دارو هایی ک مصرف میکرد(ریسپریدون _بی پریدون _تگرتول۴۰۰) الان نزدیک یکساله مامانم فوت کرده و حالش خیلی بده الانم نزدیک ۱۴ روزه بیمارستان بستریه ولی من هیچ روند بهبودی رو توش نمیبینم ایا امیدی برای خوب شدنش هس ؟؟؟ بنظرتون شوک درمانی میتونه کمکی بهش بکنه میخوام به دکترش پیشنهاد شوک درمانی رو بدم لطفا راهنمایی کنین ممنون

    1. سلام
      وقتتون بخیر
      علائم ایشون همیشه باید با داروهاشون تحت کنترل باشه و زیر نظر یه روانپزشک باشن.
      روند بهبودی این بیماری ها خیلی کند هستش و طی ۱۴ روز بستری سریع همه چی درست نمیشه.
      در مورد شوک درمانی هم، پزشکشون اگر صلاح بدونن تصمیم میگیرن و یه امر تخصصیه، اینطور نیست که راحت بشه به همه توصیه اش کرد.

  17. سلام من این بیماری رو چند سال دارم و دقیقا این داروها استفاده میکنم این بیماری دست من نبوده میخوام بدونم آیا راه درمان قطعی و کامل دارد یا باید تا آخر عمر دارو مصرف کنم, آیا حق ازدواج کردن و داشتن یه زندگی عادی رو ندارم ؟

    1. سلام
      وقت بخیر
      با مصرف داروها و زیر نظر پزشک بودن می تونید زندگی عادی تون رو داشته باشید.
      درمانتون رو قطع نکنید.
      نگران نباشید.

  18. سلام …ما عقد هستیم..الان تو دفترچه خانمم قرص لاموترژین..قرص فلوکسامین..قرص پرپرونانول..قرص کلونازپام..قرص کلورامین…به تعداد زیاد پیدا کردن..ازش پرسیدم میگه مال من نیست..ولی تمام علایم و رفتار بالا ذکر کردین داره ..حالات پر انرژی کم انرژی پرخاشگری …میگه قرصا مال مادرم هست…از کجا بفهمم دقیقا بیماری دو قطبی داره …درصورتی که مشاوره و تست اختلال شخصیت زدا ولی سالم بوده ولی رفتار با علایم بالا ذکر کردید مطابقت داره ….لطفا کمکم کنید داریم طلاق میگیریم

    1. سلام
      این بیماری رو حتی اگر داشته باشن هم با دارو قابل کنترله. بعد شما اومدی می پرسی که از کجا بفهمی راست میگه یا نه؟!

  19. سلام خسته نباشید برای برادر من تشخیص دو قطبی دادن درمان رو شروع کرده و الان ۱۶روز در بیمارستان است در این دو هفته و چند روز دکتر درست و حسابی بالای سرش نیومد و ما هر روز شاهد بهتر شدن وضعش بودیم ولی براش شوک زدند برادر من نه تشنج داشت نه حالت پر خاشگرانه و کاملا عادی حرف میزد هیچ دکتری هم نیومد برای شوک و پرستار این کار رو انجام داد به گفته یه دکتر دیگه سوال من اینه که آیا شوک اثری بدی روی برادر من چه جسمی و چه روحی داره یا خیر؟ممنون میشم جواب بدین⁦⁩

    1. سلام
      وقت بخیر
      تشخیص این که شوک نیاز هست رو پزشک متخصصشون انجام میدن.
      و این که شوک هم در روند درمانیشون تاثیر مثبت داره هم عوارض خطرناکی نداره. نگران نباشید.

  20. سلام ممنون بخاطرمطلب مفیدتون .من یه سوال دارم ایا کسی که این بیماری رو داره خودشم میفهمه مشکل داره یا بنظرش معمولیه؟
    من ۱۸سالمه و مدتیه حالاتم تغییر کرده وتقریبا همه علاعم بالا روداشتم ولی خفیف اما نمیدونم حتما مشکلم همینه یانه ؟ یه چیز دیگه ممکنه که بقیه متوجه این تغییرمن نشن؟البته معمولا کسی اطرافم نیست فقط همسرم که شبا میادخونه اونم متوجه نشده

    1. سلام
      وقت بخیر
      خود فرد و اطرافیانش ممکنه متوجه علائم بشن ولی چون اطلاعی ندارن معمولا اهمیت نمیدن و میگن شخصیت فرد همینجوره.
      بهترین کار اینه که به روانپزشک مراجعه کنید و مشکلتون بررسی بشه.
      این علائم قابل کنترله، نگران نباشید.

  21. سلام و ادب چجوری میشه از این موضوع اطلاع کامل پیدا کرد ؟ ضمنا هر چقدر به ایشان گفتم پیش یه روانپزشک یا روانشناس بریم قبول نمیکنه ؟

    1. سلام
      هرجور شده قانعشون کنید بهتره و از همون روانپزشک بخواید که شرایطشون رو براتون توضیح بده بهتره.

  22. سلام خسته نباشیدمن اخیرا با خانمی آشنا شدم که همیشه از یک بیمارى روحی صحبت میکرد ، الان هم دو هفته است کات کردیم و ایشان میگفت علتش بیماری است ، با توجه به حالات و رفتارهایی که در ایشان دیدم در اینترنت سرچ کردم که بیماری شیدایی رو صحت میذاره ، دقیقا حالات و رفتار ایشان طبق این بیماری است گاهی خیلى شاد و پر انرژی در همین حال احساس یاس و ناامیدی ، تا اینکه طی یک مسافرت حالات پرخاشگرانه غیر منتظره به ایشان دست داد ، علت را جویا شدم ایشان گفتند که چون تمایلی به بوسیدن من ندارند این رفتار ازشون سر زده و فقط هم با بوسیدن من مشکل دارند و این مسأله باعث بر هم خوردن رابطه ما شد ، سوال بنده اینه آیا علت اینکه ایشان عنوان کردن نمیتواند من رو ببوسه همین بیماری است ؟ یا علت دیگه ای میتونه باشه ، چند روزه ذهن من در گیر این مشکل هست ، لازم به ذکره که روابط عاطفی پر شور و گرمی با هم داشتیم و فقط مشکل اینکه ایشان هیچ وقت بوسیدن لب رو با من تجربه نکردن ، ولی دست و صورت منو همیشه میبوسیدن ، لطفا راهنمایی بفرمایید

    1. سلام
      وقت بخیر
      علت این رفتارشون می تونه بخاطر بیماری بوده باشه یا نه رو واقعا قطعی نمی تونم بگم.

  23. ممنون از مطالب ارزشمند ومفید که کمک زیادی به ما کرد تا با این مسله به صورت منطقی برخورد کنیم.سپاس

  24. ممنون از سایت خوبتون خیلی مفید بود… من دارم یه رمان مینویسم که به سری اطلاعات نیاز داشتم، اینجا خیلی منظم و روون نوشته شده بود☺☺

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا