من یه زن مطلقه ام و چند وقته به ازدواج دوباره فکر میکنم، ولی نمیدونم واقعا آمادگیشو دارم یا نه. از یه طرف نمی خوام اشتباهات گذشته و تکرار کنم، از طرف دیگه نمیدونم چقدر باید صبر کنم یا به چه چیزایی توجه داشته باشم. به نظرتون بهترین زمان برای ازدواج دوم زنان مطلقه چه موقع است؟
ارسال یک پاسخ
2 پاسخ
سلام
نمیتوان زمان مشخصی را برای ازدواج زنان مطلقه تعیین کرد. چون این موضوع به عوامل مختلفی مانند وضعیت روحی فرد، میزان کنار آمدن با گذشته و همدلی همسر جدید بستگی دارد. بعضی علائم ممکن است نشان دهند که هنوز آمادگی لازم برای ازدواج دوم وجود ندارد، از جمله: احساس وابستگی به همسر سابق، داشتن خشم نسبت به تجربه قبلی یا ناتوانی در برقراری ارتباط صادقانه با خواستگار جدید. مشاوره فردی یا زوجدرمانی می تواند به شما کمک کند که مسائل عاطفی خود را بهتر درک کنید، مهارت های ارتباطیتان را بهبود بخشید و تصمیم آگاهانه تری درباره ازدواج مجدد بگیرید.
من سالها با مردی زندگی کردم که از بیرون، فقط “آروم” و “ساکت” به نظر میاومد، اما در واقعیت، اون انزواطلبی و بریدگیِ عمیقش ریشه به ریشهٔ رابطهمون زد. اوایل فکر میکردم فقط خجالتیه، یا زمان میخواد تا باز شه. صبر کردم، حمایت کردم، فضای امن ساختم… ولی اون هیچوقت قدمی جلو نذاشت. با گذشت زمان فهمیدم با یک آدم عاطفاً بسته و گریزپا زندگی میکنم. حرف نمیزد، لمس نمیکرد، شریک نمیشد. مثل یک دیوار کنارم بود، نه یک انسان. دردناکتر از تنهایی، اینه که توی رابطهای باشی و باز هم تنها باشی. صدای خندهم تو خونه پژواک داشت، چون کسی نبود که واقعاً بشنوهش. وقتی ناراحت بودم، اون فقط نگاه میکرد. نه آغوشی، نه کلمهای، نه حتی یک اشارهٔ همدلی. هیچ دعوایی هم نداشتیم چون هیچ چیز مشترکی نبود که براش بحث کنیم. سکوتش خستهکنندهتر از فریاد بود. کمکم خودم رو گم کردم، عزتنفسم ریخت، حس زندهبودنم خشکید. از زنی پرانرژی و عاشقِ زندگی، شدم کسی که فقط زندهست تا بار رابطه رو بکشه. جدایی آسون نبود، ولی آزادیم رو پس گرفتم. حالا میدونم که عشق فقط حضور فیزیکی نیست. عشق یعنی شریک بودن، شنیدن، دیدن، لمس کردن. کاش زودتر میفهمیدم که بعضی سکوتها نه از آرامشه، که از ناتوانی در برقراری ارتباطه—و اون ناتوانی، اگه مزمن باشه، میتونه همه چیز رو
نابودکنه.