ایدز، اپیدمی‌ای به بزرگی جهان

قسمت ۳۸- ایدز، اپیدمی‌ای به بزرگی جهان

«جدی‌ترین چالش ۴ دهه گذشته پزشکی دنیا خلاصه میشه تو ویروس بدون درمان HIV، بیماری ای که به سادگی از طریق خون و روابط جنسی کنترل نشده منتقل میشه و تا زمان مرگ همراه فرد می‌مونه»

سلام من بهنامم و این سی هشتمین قسمت پادکست به‌سلامتی همتونه. پادکستی که توش در مورد بیمارانی صحبت می‌کنیم که شرایط ویژه‌ای رو از شروع تا درمان بیماری‌شون تجربه‌کردن، اما امروز به مناسبت روز جهانی ایدز قراره با این بیماری آشنا بشیم و داستان سه نفر  از معروف‌ترین شخصیت هایی که به این ویروس مبتلا شدن رو براتون تعریف کنم. این اپیزود در اوایل آذر ‌ماه ۱۴۰۰ ضبط شده.

اولین‌بار در سال ۱۹۸۱ یه معتاد تزریقی به دلیل نامعلومی دچار ضعف سیستم ایمنی و بیماری ذات الریه شد. تو یه سمت دیگه آمریکاام سرطان پوست نادری بین مردای همجنس‌گرا دیده شد که زنگ خطری برای مرکز پیشگیری و کنترل بیماری‌ها بود.

 این مرکز در اوایل اسم این بیماری رو مرتبط با بیمارانی که بهش مبتلا می‌شدن انتخاب می‌کرد، مثلاً: چون نمونه های اولیه این بیماری با سرطان پوست نادر سارکوم کاپوزی دیده شده بود،  یه مدت این بیماری رو به این اسم میشناختن یا مطبوعات به‌خاطر ابتلا همجنس‌گراها، اصطلاح گیرید که مخفف انگلیسی «نقص سیستم ایمنی مرتبط با گی ها» رو بهش نسبت داد.

کم کم دانشمندا متوجه شدن افراد دیگه ای مثل هموفیلی ها که یکی از راه های درمانشون دریافت خونه به این بیماری مبتلا میشن. هرچه زمان بیشتری میگذشت، مردا و زن های غیر همجنسگرا و حتی بچه هاام به این بیماری مبتلا میشدن.

با تحقیقات روی افراد مبتلا شده، دانشمندا فهمیدن این بیماری بیشتر از راه خون و روابط جنسی با افرادی که مبتلا هستن منتقل میشه. بعد از ۶ سال تحقیقات تونستن تشخیص بدن که علت ابتلا به این بیماری یه نوع ویروس جدیده و اسمش رو  HIVگذاشتن.

تا حالا چیزی حدود ۳۶ میلیون نفر در جهان جونشون رو بر اثر ابتلا به HIV از دست دادن. تقریبا ۳۷ میلیون نفر به این بیماری مبتلا هستن که ۲۶ میلیون شون به دلیل سطح بهداشتی پایین آفریقا  جز مردم این قاره هستن.

اما از این هفتاد و نه میلیون‌نفری که در طول ۴۰ سال به HIV مبتلا شدن، اسامی افراد مشهوری به چشم می‌خوره که یا فوت شدن یا همچنان با این بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

۳۵ سال قبل از کشف ویروس HIV، پسری به نام رابرت در خانواده‌ای کاتولیک به دنیا اومد. رابرت تو ۱۷ سالگی نقاشی می‌کشید و به گرافیک و مجسمه سازی هم علاقه زیادی داشت.

رابرت کم کم به سمت عکاسی کشیده شد و علاقه زیادی به موضوع عشق شهوانی داشت. به دلیل شرایط فرهنگی اون روزهای آمریکا و علایق جنسی متفاوتش در اواسط دهه هفتاد میلادی شروع به عکاسی پرتره از اطرافیانش، هنرمندان و بازدیدکنندگان کلوب‌های جنسی زیرزمینی کرد.

اما علایق همجنس‌گرایانش باعث شد؛ در اواخر دهه هفتاد میلادی ساختارشکنی کنه و جهان هنر رو با مستندسازی صحنه‌های پورن، عکس‌های بسیار بحث‌برانگیز از همجنس‌گرایان و فاحشه‌ها تغییر بده و ضربه بزرگی از لحاظ اخلاقی به ریشه فرهنگ آمریکا بزنه.

رابرت مپل‌تورپ یکی از عکاسان پرطرفدار و تأثیرگذار قرن بیستمه که با تصاویر تحریک‌آمیز مردان سیاه‌پوست برهنه مورد تحسین قرار گرفت، اما روابط و رفتارهای پر خطرش تا ۴۰ سالگی و در دوران اوج همه‌گیری ویروس HIV باعث ابتلاش به این بیماری شد.

همه فکر می کردن رابرت در عرض چندماه میمیره، ولی با شور و شوق بیشتری دامنه عکاسیش رو گسترش داد. کمتر از یک سال قبل از مرگش بنیاد «رابرت مپل تورپ» رو برای ارتقاء کارش در سراسر جهان تأسیس کرد، کمک‌های مالی و پزشکی زیادی برای مبارزه با ایدز جمع کرد و بعد مرگش همچنان این بنیاد به فعالیت خودش ادامه داد.

فرخ بلسارا که به اسم فردی مرکوری معروفه. یکی از اسطوره‌های موسیقی جهانه که تو سال ۱۹۴۶ در یه کشور کوچکی به اسم زنگبار به دنیا اومد و چون خانواده هندی پارسی داشت، تو کودکی به هند فرستادنش و تا ۱۸ سالگی اونجا زندگی کرد.

فردی تو ۷ سالگی پیانو زدن یاد گرفت، تو ۱۲ سالگی اولین گروه موسیقیش رو تشکیل داد و آثار برخی از خواننده‌های راک اند رول رو باز خونی می‌کرد.

۱۸ سالش که شد به زنگبار برگشت و به دلیل انقلاب همراه خانوادش به انگلیس فرار کردن. اونجا شروع به تحصیل تو رشته هنر کرد و بعد یه مدت این رشته رو ول کرد و گرافیک خوند.

سال ۱۹۷۱ با تیم استفل آشنا شد و گروه کویین رو تشکیل دادن و بعد از گذشت چند سال تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های موسیقی جهان شدن.

مرکوری در اوایل دهه ۱۹۷۰، با مری آستین و یه مرد آمریکایی رابطه داشت. در طول ۴۵ سال عمرش رابطه‌های متفاوتی رو تجربه کرد.

مرکوری در مورد زندگی شخصی و سلامتیش زیاد صحبت نمی‌کرد. حتی سال ۱۹۸۶ وقتی مطبوعات انگلیسی گزارش کردن که آزمایش ایدز داده، خودش این موضوع رو انکار کرد، ولی مطبوعات تا چند سال دست از سرش بر نمی‌داشتن.

 با لاغر و نحیف شدن ظاهریش و برگزار نشدن تورهای موسیقی، گزارش‌هایی از رابطه‌های گذشته‌اش منتشر می‌کردن و به این شایعات دامن می‌زدن.

مرکوری سال ۱۹۹۱ و ۲۴ ساعت قبل از مرگش بیانیه‌ای منتشر کرد و گفت: «بعد از حدس و گمان‌های بسیار در رسانه‌ها، می خوام تأیید کنم که تست اچ‌آی‌وی من مثبت بوده و به ایدز مبتلا هستم. از نظر خودم درست می دونستم که این موضوع رو شخصی نگه دارم تا از حریم خصوصی کسانی که اطرافم هستن، حفاظت کنم. بااین‌وجود، الان زمانش رسیده که دوستان و طرفدارانم در سراسر جهان واقعیت رو بدونن و امیدوارم که همه به من، پزشکانم و تمام کسانی که با این بیماری هولناک مبارزه می کنن، بپیوندن».

 سال  ۱۹۵۹، پسری به اسم مجیک تو یه خانواده پرجمعیت از طبقه کارگر در ایالت میشیگان به دنیا اومد. پدرش یکی از کارهایی که انجام می‌داد جمع‌آوری زباله بود و مجیک خیلی وقتا بهش کمک می‌کرد، همین باعث شد تا بچه‌های محله اونو «مرد زباله‌ای» صدا کنن.

پدر مجیک زمان دبیرستان عضو تیم بسکتبال مدرسه بود و مادرش از کودکی بسکتبال بازی می‌کرد، همین موضوع باعث شد تا مجیک جوان، عاشق بسکتبال بشه و تمام روز رو تمرین کنه و نکات ظریف بازی رو از پدرش یاد بگیره.

همین عشق، علاقه و پشتکار مجیک جانسون باعث شد تا به بهترین پوینت گارد تاریخ بسکتبال تبدیل بشه و پنج بار قهرمانی لیگ NBA و یک‌بار قهرمانی المپیک ۱۹۹۲ رو در کنار افتخارات بی‌شمارش تجربه کنه.

اوایل دهه ۹۰ همه چیز برای جانسون با ابتلا به ویروس HIV تموم شد. فکر می‌کرد به‌زودی این ویروس مرگبار جونش رو می گیره و تو یه کنفرانس خبری اعلام کرد «به‌خاطر ابتلا به ویروس اچ‌آی‌وی، امروز باید از تیم لیکرز کناره‌گیری کنم».

یه ورزشکار سیاه‌پوستِ دوست‌داشتنی در مقابل تمام افراد جامعه اعلام کرد به این بیماری مبتلاست و باعث شکسته شدن کلیشه‌هایی شد که تا اون روز در جامعه وجود داشت.

جانسون بعد از ابتلا به این ویروس بنیاد «مجیک جانسون» رو برای کمک به مبارزه با HIV تأسیس کرد و  دوباره به تیم بسکتبال لیکرز برگشت و تا سال ۱۹۹۶ به میدون رفت.

کمیسیون ملی ایدز توسط اعضای کنگره و دولت بوش تشکیل شده بود و جانسون به این گروه پیوست، اما به دلیل نادیده‌گرفتن توصیه‌های کمیسیون توسط کاخ سفید که شامل مراقبت‌های بهداشتی همگانی و تحت پوشش قراردادن همه افراد کم‌درآمد مبتلا به ایدز بود، بعد از ۸ ماه از این کمیته جدا شد.

جانسون سخنران اصلی کنفرانس روز جهانی ایدز سازمان ملل متحد  در سال ۱۹۹۹ بود و به‌عنوان پیام‌آور صلح سازمان ملل متحد خدمت کرد. کمپین‌های جانسون به دنبال نشون‌دادن این بود که خطر ابتلا به HIV فقط منحصر به مصرف‌کنندگان مواد مخدر تزریقی و همجنس‌گرایان نیست و هدفش “کمک به آموزش همه مردم در مسائل مرتبط به ویروس HIV هست” و به مردم آموزش می‌داد که در مورد افراد مبتلا به HIV و ایدز تبعیض قائل نشن.

جانسون ۶۳ سالشه و برای جلوگیری از پیشرفت ویروس HIV در بدنش روزانه ترکیبی از دارو مصرف میکنه و حدود ۲۹ ساله که تونسته با وجود این بیماری زندگی سالمی داشته باشه.

اگه دچار بیماری هستین که داستان جذابی داره، حتماً از طریق آدرس ایمیلی که داخل کپشن همین اپیزود می‌ذاریم با ما در ارتباط باشین.

خب می‌رسیم به پایان بیست و یکمین قسمت فصل سوم پادکست‌مون و مثل همیشه «به‌سلامتی همتون»

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا