صرع قابل درمانه یا نه؟!

قسمت ۳۲- صرع قابل درمانه یا نه؟

«وقتی که نورون‌های مغزی دست به تخلیه شدید و غیرطبیعی الکتریکی می‌زننن روزی چند بار میشه مرگ رو به چشم دید!»

سلام من بهنام هستم و این سی و دومین قسمت پادکست به سلامتی همتونه. پادکستی که توش در مورد بیماری ها و بیمارانی صحبت می کنیم که شرایط ویژه ای رو از شروع تا درمان بیماریشون تجربه کردن.

امروز می خوایم در مورد بیماری صرع مهدی صحبت کنیم.

این اپیزود در اوایل مهرماه ۱۴۰۰ ضبط شده.

مهدی وقتی تازه ۱۶ سالش بود و مقطع تحصیلی دوم دبیرستان رو با استرس نزدیک شدن به کنکور پشت سر می‌ذاشت. توی یک روز سه بار دچار تشنج شد، حالتی که حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه دستاش چنگ می‌شد، حالت انقباض عضلات کل بدنش رو می‌گرفت و نمی‌تونست راه بره.

 خانوادش نمی‌دونستن چه‌کار کنن و خیلی ترسیده بودن، مهدی رو پیش یه دکتر عمومی بردن که بهش سرم زد و براش آزمایش نوشت، از نتیجه آزمایش تشخیص داد، کمبود کلسیم داره و براش مکمل کلسیم تجویز کرد.

حدود یک سال حال مهدی با همین داروها خوب بود و شرایط ثابتی داشت تا اینکه دوباره یه روز تشنج کرد و نظر دکتر همچنان کمبود کلسیم تو دوران رشد بود و داروی دیگه‌ای بهش نداد، حتی خانواده مهدی رو راهنمایی نکرد که پیش پزشک دیگه‌ای برن.

پدر و مادر مهدیم که می‌دیدن حالش با همین داروها خوب می‌شه پیگیر بیماریش نبودن و باورداشتن که کمبود کلسیم دلیل تشنجه. مهدی کنکور قبول شد و برای گذروندن دوران دانشگاه به یه شهر دیگه رفت.

روز اول دانشگاه برای مهدی اصلاً خوب پیش نرفت، تو حیاط دانشگاه دوباره تمام عضلاتش منقبض شد و دستاش چنگ موند. از دانشگاه مستقیم بردنش بیمارستان مصطفی خمینی، اونجا پزشک متخصص مغز و اعصاب براش سی‌تی‌اسکن و نوار مغزی نوشت.

مهدی از آزمایش‌های مختلفی که ازش می‌گرفتن حسابی تعجب کرده بود تا اینکه متوجه شد، موضوع اصلاً کمبود کلسیم نیست و بیماریش مربوط به مغز و اعصابه.

حالا دیگه دریچه جدیدی همراه با ترس به روی مهدی باز شده بود و برای درمان پیش متخصص مغز و اعصاب رفت، دکتر بعد از معاینه و پرسیدن شرح‌حالش دارو تجویز کرد و دیگه توضیحی در مورد بیماریش نداد.

مهدی که خیلی از رفتار دکتر خوشش نیومده بود و به‌خاطر تشخیص‌های اشتباهی که تو این سه سال دکترها داده بودن ناراحت بود. تصمیم گرفت برای اطمینان خودشم که شده پیش دکتر دیگه‌ای بره.

یکی از دوستاش یه دکتر متخصص مغز و اعصاب بهش معرفی کرد و مهدی ازش نوبت گرفت. روز اول حدود ۲ ساعت دکتر برای معاینه زمان گذاشت و بعد از بررسی سی‌تی‌اسکن و نوار مغزهای مهدی، بهش گفت که خبری از تومور مغزی نیست و باید خوشحال باشی. فقط یه اختلال بین نورون‌های مغزیت وجود داره که قابل درمانه و براش دپاکین ۵۰۰ روزی دو تا تجویز کرد.

با خوردن داروها تشنج مهدی خیلی کمتر شد و فقط وقت‌هایی که کم می‌خوابید و فشار عصبی داشت تشنج می‌کرد که با یه سرم قندی نمکی و آمپول ویتامین حالش خوب می‌شد.

از طرفی دارویی که مصرف می‌کرد باعث اضافه‌وزنش شده بود، با اینکه ورزش می‌کردم وزنش کم نمی‌شد، رشد موها و ناخوناش زیاد شد، همیشه احساس سنگینی داشت و حتما باید ۸ تا ۹ ساعت می‌خوابید.

مهدی بعد از گذشت سه سال از مصرف روزی دو قرص، تشنج هاش کمتر شده بود و دیگه با خیال راحت تری کارهای روزمره اش رو انجام میداد، دکتر مقدار قرص هاش رو به صورت مقطعی کم کرد و  بعد از حدود دو سال دیگه مهدی تو هر هفته یه قرص می خورد تا اینکه آزمایش ها و شرایط بدنیش نشون داد بیماری بهبود پیدا کرده.

حالا مهدی۲۷ سالش شده و آخرین نوار سرش نشون میده که کاملا درمان شده و دیگه دچار تشنج نمیشه.

سوالاتی که در این قسمت از دکتر باباخانیان پرسیدیم

  • بیماری صرع چیه؟
  • هر نوع تشنجی صرعه؟
  • موقع تشنج بیماری که مبتلا به صرعه بهتره چه‌کار کنیم؟
  • چه کارهایی برای بیماران مبتلا به صرع ممنوعه؟
  • آیا صرع از والدین به فرزند منتقل میشه؟
  • صرع قابل درمانه؟
  • چقدر امکان داره بیمار بعد بهبودی کامل دوباره دچار صرع بشه؟ 

ممنون آقای دکتر که وقت‌تون رو در اختیار ما گذاشتین.

اگه دچار بیماری هستین که داستان جذابی داره، حتماً از طریق آدرس ایمیلی که داخل کپشن همین اپیزود می‌ذاریم با ما در ارتباط باشین.

خب می‌رسیم به پایان پانزدهمین قسمت فصل سوم پادکستمون و مثل همیشه «به‌سلامتی همتون»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا