یکی از چالشهای پیش روی بیشتر ما این است که چگونه میتوانیم به فردی که دچار افسردگی است کمک کنیم. به ویژه اگر این فرد یکی از عزیزانمان باشد. در این راستا باید بدانیم که حمایت و تشویق ما می تواند در بهبودی عزیزمان نقش مهمی داشته باشد. از این رو در این مطلب قصد داریم به بررسی روشها و نحوه ایجاد تغییر مورد برای بهبود فرد دچار افسردگی بپردازیم. همراه ما باشید. 
چگونه می توان به فردی که دچار افسردگی است کمک کرد؟
افسردگی نوعی اختلال جدی اما قابل درمان است که میلیون ها نفر، اعم از پیر و جوان از همه اقشار را درگیر خود می کند. این اختلال زندگی روزمره را از حالت عادی خارج میکند. باعث درد و رنج زیادی می شود و نه تنها به افراد مبتلا، بلکه به همه اطرافیان آنها نیز آسیب می رساند.
اگر شخصی که دوستش دارید افسرده باشد، ممکن است احساسات دشواری از قبیل درماندگی، ناامیدی، عصبانیت، ترس، احساس گناه و اندوه را تجربه کند. همه این احساسات طبیعی هستند. کنار آمدن با افسردگی دوست یا یکی از اعضای خانواده کار ساده ای نیست. اما در این میان اگر از سلامتی خودتان نیز غافل شوید، می تواند طاقت فرسا شود.
همان طور که در ابتدا نیز گفته شد، همراهی و پشتیبانی شما می تواند برای بهبودی عزیزی که دچار افسردگی شده است، بسیار مهم باشد. میتوانید به آنها کمک کنید تا با علائم افسردگی کنار بیایند، بر افکار منفی غلبه کنند و انرژی و خوش بینی و حس لذت بردن از زندگی خود را دوباره بازیابند.
برای این منظور بهتر است کار خود را با یادگیری در مورد افسردگی و بهترین نحوه گفتگو در مورد آن با دوست یا یکی از اعضای خانواده خود شروع کنید. اما وقتی که دست به کار شدید، مراقبت از سلامت عاطفی خود را فراموش نکنید. زیرا برای حمایت کامل از عزیزتان به آن نیاز خواهید داشت.
درک فردی که دچار افسردگی شده است!
افسردگی یک بیماری جدی است. جدی بودن افسردگی را دست کم نگیرید. افسردگی انرژی، خوش بینی و انگیزه فرد را تخلیه می کند. عزیز افسرده شما نمی تواند فقط با قدرت اراده “از این حالت خارج شود”. بنابراین علاوه بر حمایت به جلسات مشاوره نیز نیاز خواهد داشت.
علائم افسردگی شخصی نیستند. افسردگی ارتباط فرد را در سطح عاطفی عمیق با هر کسی، حتی افرادی که بیشتر از همه دوستشان دارند را نیز دشوار می کند.
افراد افسرده همچنین حرف هایی می زنند که موجب رنجش دیگران میشود یا ناگهان عصبانی میشوند. به یاد داشته باشید که این گفته ها در مورد افسردگی است، نه عزیزتان! بنابراین سعی کنید از آنها برداشت شخصی نکنید.
بیشتر بدانید: افسردگی اساسی چیست؟
همچنین توجه داشته باشید که پنهان کردن مشکل باعث برطرف شدن آن نمی شود. اگر بخواهید بهانه گیری کنید، مشکل را بپوشانید یا در مورد یک دوست یا یکی از اعضای خانواده که افسرده است دروغ بگویید، به حل شدن مشکل کمکی نمی کند. در واقع کار این ممکن است فرد افسرده را از درمان باز دارد.

فرد مورد نظر تنبل یا بی انگیزه نیست. هنگامی که از افسردگی رنج می برید، تنها فکر کردن در مورد انجام کارهایی که ممکن است به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید نیز به اندازه عمل کردن به آنها طاقت فرسا یا غیرممکن به نظر می رسد. بنابراین هنگامی که فرد دچار افسردگی را تشویق می کنید تا اولین قدم های کوچک برای بهبودی را بردارد، لازم است که صبور باشید.
شما نمی توانید افسردگی شخص دیگری را ” برطرف” کنید. با این وجود که از صمیم قلب میخواهید، اما نمی توانید کسی را از افسردگی نجات دهید و یا اینکه این مشکل را برای او برطرف کنید. شما مقصر افسردگی یا مسئول خوشبختی زندگی فرد عزیزتان نیستید. با وجود این که می توانید عشق و حمایت را برای وی فراهم کنید، در نهایت بهبودی در دست خود شخص افسرده است.
بیشتر بخوانید:درمان افسردگی بدون دارو؛ ۵ راه عالی برای بهبود خلق و خو
شناخت علائم افسردگی
اغلب اولین خط دفاعی در مبارزه با افسردگی، خانواده و دوستان هستند. به همین دلیل درک علائم و نشانه های افسردگی مهم است. ممکن است قبل از بروز این مشکل در یکی از عزیزان افسرده متوجه آن شوید و تأثیر و نگرانی شما می تواند او را برای گرفتن کمک ترغیب کند. در ادامه برخی از علائم نگران کننده فردی که دچار افسردگی است را با هم مرور میکنیم:
- به نظر می رسد که دیگر به چیزی اهمیت نمی دهد.
علاقه خود را به کار، رابطه جنسی، سرگرمی و سایر فعالیتهای لذت بخش از دست داده است. از ارتباط با دوستان، خانواده و سایر فعالیتهای اجتماعی خود کناره گیری کرده است. - دیدگاه تلخ یا منفی نسبت به زندگی را بیان می کند.
غالباً غمگین، تحریک پذیر، زودرنج، انتقادی یا بدخلق است. درباره احساس “درماندگی” یا “ناامیدی” صحبت می کند. - غالباً از دردهایی مانند سردرد، مشکلات معده و کمردرد شکایت دارد.
یا مدام از احساس خستگی و بی حالی شکایت میکند. - کمتر یا بیشتر از حد معمول می خوابد.
بلاتکلیف، فراموشکار، بی نظم و “سر به هوا” شده است. - بیشتر یا کمتر از حد معمول غذا می خورد.
اخیراً وزن او افزایش یا کاهش چشمگیری یافته است. - الکل مصرف میکند یا از داروهایی مانند داروهای خواب آور و مسکن، بیش از حد استفاده میکند.

چگونه با کسی در مورد افسردگی صحبت کنیم؟
بعضی اوقات دشوار است که بدانید وقتی با کسی در مورد افسردگی صحبت می کنید چه چیزی باید بگویید. ممکن است ترس داشته باشید که اگر نگرانی های خود را مطرح کنید فرد عصبانی شود، احساس توهین کند یا نگرانی های شما را نادیده بگیرد. ممکن است مطمئن نباشید که چه سوالاتی را باید بپرسید یا چگونه می توانید از او حمایت کنید.
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، پیشنهادات زیر میتواند به شما کمک کند. اما به یاد داشته باشید که یک شنونده دلسوز بودن بسیار مهمتر از نصیحت کردن است. لازم نیست سعی کنید رفتار دوست یا عضو خانواده خود را اصلاح کنید. شما فقط باید شنونده خوبی باشید.
غالباً، عمل ساده گفتگوی رو در رو می تواند کمک بزرگی به کسی کند که از افسردگی رنج می برد. فرد افسرده را تشویق کنید تا درباره احساسات خود صحبت کند و مایل باشید بدون قضاوت به او گوش دهید.
انتظار نداشته باشید که یک مکالمه به منزله پایان افسردگی باشد. افراد افسرده تمایل به کناره گیری از دیگران دارند و خود را منزوی می کنند. شاید لازم باشد نگرانی و تمایل خود را برای گوش دادن بارها و بارها ابراز کنید. ملایم و در عین حال پیگیر باشید. در صورت نیاز نیز از راهنماییهای متخصص روانشناس و متخصص روانپزشک بهره بگیرید.
۱) راه های شروع مکالمه
برای شروع مکالمه با فردی که دچار افسردگی شده است، بهتر است از این جملات استفاده کنید:
- من اخیراً در مورد تو احساس نگرانی میکنم.
- اخیراً، من متوجه برخی تغییرات در رفتارت شده ام و میخواهم بدانم وضعیت روحی تو چطور است؟
- می خواستم حالت را بپرسم. زیرا اخیراً احساس میکنم ناراحت به نظر می رسی!
۲) سوالاتی که می توانید بپرسید
- چه زمانی این احساس شروع شد؟
- آیا اتفاقی افتاده است که باعث شروع این احساس شده است؟
- در حال حاضر چگونه می توانم به بهترین شکل از تو حمایت کنم؟
- آیا به کمک گرفتن از کسی فکر کرده ای؟
به یاد داشته باشید، حمایت کردن شامل تشویق و امید دادن است. غالباً، اینکه با فرد به زبانی مکالمه کنید که برایش قابل درک باشد و بتواند در یک حالت افسردگی روحی پاسخ دهد، بسیار مهم است.
۳) نکاتی برای صحبت کردن در مورد افسردگی
آنچه که می توانید بگویید و به شما کمک می کند:
- تو تنها نیستی. من در این مدت در شرایط سخت کنارت هستم.
- ممکن است در حال حاضر باور کردنش دشوار باشد، اما این حس تو تغییر خواهد کرد.
- لطفاً به من بگو که اکنون برای کمک به تو چه کاری می توانم انجام دهم.
- حتی اگر من قادر به درک دقیق احساست نباشم، به تو اهمیت می دهم و می خواهم کمک کنم.
- تو برای من مهم هستی. زندگی تو برای من مهم است.
- وقتی می خواهی تسلیم شوی، به خودت بگو که فقط یک روز، یک ساعت یا یک دقیقه بیشتر، ادامه خواهی داد.
۴) آنچه که باید از گفتنش خودداری کنید:
- این فقط چیزی است که در ذهن توست.
- همه اوقات سختی را پشت سر می گذارند.
- سعی کن به نیمه پر لیوان نگاه کنی.
- چرا وقتی این همه چیز برای زندگی کردن وجود دارد می خواهی بمیری؟
- من نمی توانم در مورد وضعیت تو کاری انجام دهم.
- فقط از این حالت بیرون بیا.
- باید حالت بهتر شده باشد.
خطر خودکشی در افراد دچار افسردگی واقعی است!
شاید سخت باشد که باور کنید فردی که می شناسید و دوستش دارید، به مسئله ای مثل خودکشی فکر کند. اما ممکن است یک فرد افسرده چاره دیگری نداشته باشد. افسردگی قدرت قضاوت درست را از بین می برد و تفکر را تحریف می کند و باعث می شود یک فرد عادی به صورت کاملا منطقی باور کند که مرگ تنها راه پایان دادن به دردی است که آن را احساس می کند.
از آنجا که خودکشی در هنگام افسردگی یک خطر واقعی است، دانستن علائم هشدار دهنده بسیار مهم است:
- صحبت در مورد خودکشی، مردن یا آسیب رساندن به خود یا به عبارتی تمایل به مرگ.
- ابراز احساس ناامیدی یا نفرت از خود
- اقدام به کارهای خطرناک یا خودزنی
- نظم بخشیدن به امور و خداحافظی
- جستجوی قرص، سلاح یا سایر اشیاء کشنده
- احساس آرامش ناگهانی پس از افسردگی
اگر فکر می کنید یکی از دوستان یا اعضای خانواده شما ممکن است خودکشی کند، منتظر نمانید. در مورد نگرانی های خود با آنها صحبت کنید. بسیاری از افراد از صحبت کردن درباره این موضوع احساس ناراحتی می کنند، اما گفتگو یکی از بهترین کارهایی است که می توانید برای شخصی که به فکر خودکشی است انجام دهید.
صحبت صریح در مورد افکار و احساسات خودکشی می تواند زندگی یک شخص را نجات دهد، بنابراین اگر احساس نگرانی دارید در مورد آن صحبت کنید و سریعاً از یک فرد متخصص کمک بگیرید!

تشویق شخص دچار افسردگی برای کمک گرفتن
علیرغم اینکه نمی توانید بهبودی شخص دیگری را از افسردگی کنترل کنید، اما می توانید با تشویق فرد افسرده برای کمک گرفتن، به او کمک کنید. تشویق یک فرد افسرده برای درمان می تواند دشوار باشد. افسردگی باعث کاهش انرژی و انگیزه می شود. بنابراین حتی اقدام به گرفتن وقت ملاقات یا یافتن یک پزشک نیز می تواند برای فرد مورد علاقه شما دلهره آور باشد.
افسردگی همچنین شامل تفکرات منفی است. فرد افسرده ممکن است معتقد باشد که اوضاع ناامیدکننده و درمان بی معنی است. به دلیل این موانع، متقاعد کردن عزیز خود به پذیرفتن مسئله و کمک به او برای دیدن این مسئله گام اساسی در بهبود افسردگی به شمار میرود.
نحوه برخورد با فردی که دچار افسردگی است و در برابر کمک دیگران مقاومت میکند!
به او یک قرار ملاقات عمومی با پزشک پیشنهاد کنید. ممکن است اضطراب مراجعه به یک پزشک خانواده، برای او کمتر از ویزیت یک پزشک متخصص بهداشت روان باشد.
مراجعه منظم به پزشک در واقع یک گزینه عالی است، زیرا دکتر می تواند دلایل پزشکی افسردگی را رد کند. اگر پزشک افسردگی را تشخیص دهد، وی می تواند عزیز شما را به روانپزشک یا روانشناس ارجاع دهد. گاهی اوقات، نظر یک فرد “متخصص” است باعث ایجاد تفاوت میگردد.
به فرد افسرده کمک کنید یک پزشک یا درمانگر پیدا کند و در اولین ویزیت به همراه او بروید. یافتن یک متخصص مناسب ممکن است دشوار باشد و اغلب یک فرآیند بر پایه آزمون و خطا است. برای یک فرد افسرده که در حال حاضر کم انرژی است، کمک به برقراری تماس و جستجو در میان گزینه های موجود کمک بزرگی است.
عزیز خود را تشویق کنید تا لیستی کامل از علائم و بیماری ها برای گفتگو با پزشک تهیه کند. حتی می توانید مواردی را که به عنوان ناظر خارجی در او مشاهده کرده اید را مطرح کنید، مانند: “به نظر می رسد صبح ها احساس خیلی بدتری داری” یا “همیشه قبل از کار معده درد داری.”
حمایت از درمان افراد دچار افسردگی
یکی از مهمترین کارهایی که می توانید برای کمک به یک دوست یا بستگان مبتلا به افسردگی انجام دهید، محبت و حمایت بی قید و شرط خود در تمام مراحل درمان است. این امر شامل دلسوزی و صبوری است، که در هنگام برخورد با برخوردهای منفی، خصومت و بدخلقی که با افسردگی همراه است، اصلا آسان نیست.
- هر کمکی که شخص نیاز دارد به او ارائه دهید. به فرد دچار افسردگی کمک کنید تا با پزشک ملاقات کنند و همواره به این جلسات پایبند باشند. در مورد گزینه های درمانی تحقیق کنند و در مورد هر درمانی که تجویز می شود طبق برنامه خود پیش بروند.
- انتظارات واقع بینانه داشته باشید. تماشای کشمکش یک دوست افسرده یا یکی از اعضای خانواده شما ممکن است ناامیدکننده باشد، به خصوص اگر روند پیشرفت کُند یا متوقف شود. داشتن صبر مهم است. حتی با روش های درمانی بهینه، بهبودی از افسردگی یک شبه اتفاق نمی افتد.
- با مثال پیش بروید. فرد را به داشتن یک سبک زندگی سالم و تقویت کننده روحیه ترغیب کنید. او را تشوویق کنید دیدگاه مثبتی داشته باشد، بهتر غذا بخورد، از مصرف الکل و مواد مخدر خودداری کند، ورزش کند و برای حمایت به دیگران تکیه کند.
- او را تشویق به فعالیت کنید. عزیز خود را دعوت کنید تا در فعالیت های نشاط آور مانند تماشای یک فیلم خنده دار یا صرف شام در رستوران مورد علاقه اش به شما ملحق شود. خصوصا ورزش بسیار مفید است. بنابراین سعی کنید عزیز افسرده خود را به حرکت درآورید. پیاده روی با هم یکی از ساده ترین گزینه هاست.
- با ملایمت و عشق مداوم رفتار کنید. دلسرد نشوید و از درخواست کردن دست نکشید.
- در صورت امکان همکاری و مشارکت کنید. مدیریت وظایف به ظاهر کوچک می تواند برای فردی که دچار افسردگی است بسیار سخت باشد. پیشنهاد دهید که به او در انجام مسئولیت ها یا کارهای خانه کمک کنید، اما فقط کارهایی را که می توانید انجام دهید بدون اینکه خودتان خسته شوید!

مراقبت از خودتان را فراموش نکنید!
همواره یک انگیزه طبیعی وجود دارد که می خواهد مشکلات افرادی را که برایمان مهم هستند را برطرف کند. اما شما نمی توانید افسردگی شخص دیگری را کنترل کنید. با این حال، می توانید میزان مراقبت از خود را کنترل کنید. سلامتی شما نیز به همان اندازه که درمان برای فرد افسرده مهم است اهمیت دارد. بنابراین سلامتی خود را در اولویت قرار دهید.
توصیه های مهمانداران هواپیمایی را بخاطر بسپارید. قبل از اینکه به دیگران کمک کنید، ماسک اکسیژن خود را بزنید. به عبارت دیگر، قبل از اینکه بخواهید به شخصی که افسرده است کمک کنید، اطمینان حاصل کنید که وضعیت سلامت خودتان مطلوب است.
اگر تحت فشار در تلاش برای کمک به فرد دیگری خودتان را از بین ببرید، به دوست یا عضو خانواده خود هیچ فایده ای نخواهید رساند. وقتی نیازهای خودتان برطرف شود، انرژی لازم را برای کمک کردن خواهید داشت.
به خاطر خودتان صحبت کنید. هنگامی که فرد افسرده زندگی شما را دچار تنش و ناراحتی می کند، ممکن است در صحبت کردن با او تردید کنید. با این حال، در واقع ارتباط صادقانه در طولانی مدت به رابطه شما کمک خواهد کرد.
اگر در سکوت رنج می برید و اجازه می دهید کینه ایجاد شود، عزیز شما منشا این احساسات منفی را در خود می بیند و احساس بدتری هم می کند. به آرامی در مورد احساس خود صحبت کنید قبل از اینکه احساسات فروپاشیده برقراری ارتباط را بسیار سخت کند.
حد و مرز تعیین کنید. مطمئناً شما می خواهید کمک کنید، اما فقط کارهای زیادی می توانید انجام دهید. اگر اجازه دهید زندگی شما تحت تأثیر افسردگی فرد مورد علاقه تان تحت کنترل قرار گیرد، سلامت خود شما آسیب می بیند.
شما نمی توانید به صورت شبانه روزی پرستاری کنید و همزمان هم هزینه جلسات روانشناختی را بپردازید. برای جلوگیری از فرسودگی و انباشت کینه، محدودیت های مشخصی راجع به تمایلات خود و توانایی انجام آنها تعیین کنید. شما درمانگر عزیز خود نیستید، پس این مسئولیت را بر عهده نگیرید.
با زندگی خود همراه باشید. اگرچه هنگام مراقبت از دوست یا بستگان خودتان ممکن است بروز تغییراتی در برنامه روزانه شما اجتناب ناپذیر باشد، اما تمام تلاش خود را برای ادامه قرارهای ملاقات و برنامه ریزی با دوستان خود انجام دهید.
اگر عزیز افسرده شما قادر به مسافرت یا شرکت در جمع های مورد نظر شما نیست، در عوض از یک دوست بخواهید به شما ملحق شود.
در این مطلب به بررسی نحوه برخورد با فردی که دچار افسردگی شده است، پرداختیم. برای کسب اطلاعات در این زمینه بهتر است از راهنماییهای مشاور یا روانشناس بهره بگیرید. برای رزرو آنلاین نوبت میتوانید از طریق درمانکده اقدام کنید. کسب اطلاعات اعم از شماره تلفن و آدرس مطلب روانشناسان برجسته نیز در سایت درمانکده موجود است.
منبع : Help Guide










من دوست مجازیم یه ماهی هست که افسردگی گرفته
حال و حوصله هیچیو هیشکیو نداره و زیاد حرف نمیزنه
و همیشه احساس تنهایی میکنه و میگه بخاطر این اخلاقو رفتاراشه که همه تنهاش گذاشتن خودشو هی سرزنش میکنه هر روزم حالش هی بدتر میشه غذا نمیخوره و به گفته خودش با همه بد رفتار میکنه و فقط میخاد کسی سمتش نیاد که آسیب نبینه
واقعااا واقعا میخام کمکش کنم ولی نمیدونم باید چیکار کرد
پسرم ۲۰ سالشه همش تو خودشه داشجو هم هست با هیچ کس دوست نمیشه موقع صحبت کردن حال و حوصله نداره با اطرافیان بد حرف میزنه چه جوری میتونم کمکش کنم
اگه به نتیجه رسیدید لطفا به منم راهکار بدید چون خودمم با این مشکل درگیرم
من خودم ی آدم افسرده هستم ی راه کار پیدا کردم شاید کمکتون کنه اونم اینه ک سعی کنید به گذشته و آینده فکر نکنید و در لحظه حال باشید و شده تو روز ی کار خیلی خیلی کوچیک انجام بدین مثلا ۱ دقیقه چشماتونو ببندین و تنفس عمیق انجام بدین یا ۱ دقیقه راه برید و هر روز این کارو انجام بدید اگر انجام ندادید خودتونو سرزنش نکنید اگر نمیتونید کاری انجام بدید خودتونو سرزنش نکنید فقط خودتونو درک کنید و تلاش کنید بعد هر روز اون یک دقیقه رو بیشترش کنید .. مثلا دو دقیقه و به تدریج بیشتر صبور باشید
سلام دختر۲۱ساله دارم که باعلائم افسردگی درگیرسیگاروقلئان شده برای ترک دادن اوبایدچکارکنم
من دچار افسردگی شدید هستم و خانواده ام مرا رها کرده اند و مرا مسخره میکنند و مدام انتقاد میکنند و از من فرسنگها فاصله دارند آیا اشخاصی هستند که تا آخر عمر سرپرستی مرا برعهده بگیرند و در یک کلینیک خوب مرا بستری کنند من بعد مرگ مادرم دچار این عارضه به صورت حاد شدم و نه حمایت مالی و نه عاطفی از خانواده ام دریافت میکنم و گاهی به فکر خودکشی هستم که این فکر هرروز بیشتر به سراغم میآید من دراین دنیا بدون و حتی ذره ایی حمایت خانواده رها شده ام به یک سرپرست یا خیر برای بستری در کلینیک روانپزشکی بسیار نیازمندم و حتی از طرف خانواده دچار خشونت زیاد میشوم پول ندارم لیسانس مهندسی صنایع غذایی هستم ولی نمیتوانم تا دم در بروم کمکم کنید در پیدا کردن یک فرد خیر
من خودم ی آدم افسرده هستم ی راه کار پیدا کردم شاید کمکتون کنه اونم اینه ک سعی کنید به گذشته و آینده فکر نکنید و در لحظه حال باشید و شده تو روز ی کار خیلی خیلی کوچیک انجام بدین مثلا ۱ دقیقه چشماتونو ببندین و تنفس عمیق انجام بدین یا ۱ دقیقه راه برید و هر روز این کارو انجام بدید اگر انجام ندادید خودتونو سرزنش نکنید اگر نمیتونید کاری انجام بدید خودتونو سرزنش نکنید فقط خودتونو درک کنید و تلاش کنید بعد هر روز اون یک دقیقه رو بیشترش کنید .. مثلا دو دقیقه و به تدریج بیشتر صبور باشید
سلام من رابطم لانگ دیستنسه الان دوست دخترم 1 ماهیی هست کهافسرده شده میگه من افسردم من تنهام فکر میکردم همه کنارم کسی نیست تنهایم بزارید خودش درست میشه صبح تا شب گریه میکنه غذا کم میخوره میگه دیگه خسته شدم میخواستم ببینم چیکار کنم چطوری کمکش کنم
سلام وخت بخیر خسته نباشین میخاستم بدونم با فرد افسرده که هی میگه خودمو میکشم و خودکشی میکنم چگونه باید رفتار کنم و چه چیزایی بگم بهش و منصرفش کنم؟
ببرش میدان جنگ
تا حالا تجربه نکردی که عزیزانت این حرفا رو بزنن وگرنه دهنتو مثل ی گاو باز نمیکردی حرف مفت بزنی
سلام با سالمند افسرده چگونه رفتار کنیم
سلام من دوست پسرم از افسردگی رنج میبره میخوام کمکش کنم ولی نمیدانم از کجا شروع کنم لطفا لطفا کمکم کنی
سلام وقت شما بخیر نامزد من به دلیل مشکلات مالی و ناکامی در رسیدن به خواسته هاش دچار سردی و افسردگی شده دیگه مثل قبل با من صحبت نمیکنه و تا من سراغشو نگیرم ازش خبری نیست از رفتن به دکتر و روانپزشک از فراری میکنه بنظر شما من چه کمکی میتونم بهش بکنم؟
سلام من سارا هستم برادرم به شدت دچار افسردگی شده حتی چندین بار اقدام به خودکشی کرد با هیچ کس صحبت نمیکنه احساس میکنه همه به شدت از وجودش خسته هستند با اینکه هیچ اینطور نیست و همه خانواده برای اون همه کاری میکنند ولی دیگه برای هیچ کاری ذوق نداره خیلی وقت از ته دل نمیخنده همش میگه من خیلی غصه دارم ولی نمیخواد با هیچ کس درمیان بگذاره
ممنون میشم بهم بگید چطور میشه بهش کمک کنم
سارا عزیز،
با توجه به صحبتهای شما در مورد علائمی که برادرتان از جمله افسردگی شدید، اقدام به خودکشی، انزوا، فقدان انگیزه و غم و اندوه عمیق تجربه میکند، به نظر میرسد که او به کمک تخصصی یک روانشناس یا روانپزشک نیاز دارد.
درست است که ممکن است برادرتان تمایلی به صحبت کردن یا پذیرش کمک نداشته باشد، اما شما به عنوان یک خواهر دلسوز میتوانید با صبر، حوصله و روشهای صحیح، او را به این امر تشویق کنید.
در اینجا چند راهکار برای تشویق برادرتان به مراجعه به روانشناس ارائه میشود:
1. گفتگوی صمیمی و بدون قضاوت:
زمانی مناسب را انتخاب کنید که هر دوی شما آرام و بدون دغدغه باشید.
با لحنی گرم و صمیمی با او صحبت کنید و به او بگویید که چقدر برایتان مهم است و چقدر به فکر سلامتی و حال او هستید.
از او بپرسید که اخیراً چه احساسی دارد و به حرفهایش با دقت و بدون قضاوت گوش کنید.
به او بگویید که متوجه علائمی مانند غم و اندوه، فقدان انگیزه و انزوا در او شدهاید و نگران او هستید.
2. اطلاعرسانی در مورد افسردگی:
به او توضیح دهید که افسردگی یک بیماری شایع و قابل درمان است و بسیاری از افراد در طول زندگی خود به آن مبتلا میشوند.
با لحنی امیدوارکننده به او بگویید که با کمک روانشناس و درمان مناسب، میتواند بر افسردگی غلبه کند و به زندگی شاد و رضایتبخشی بازگردد.
منابع موثق و علمی مانند وبسایتهای معتبر یا جزوات روانشناسی را به او معرفی کنید تا اطلاعات دقیقی در مورد افسردگی و درمان آن کسب کند.
3. معرفی متخصصان و تجربیات مثبت:
در صورت امکان، از یک روانشناس یا روانپزشک معتبر و با تجربه در زمینه افسردگی برای او معرفی کنید و در مورد تخصص و تجربیات مثبت آنها صحبت کنید.
اگر در میان آشنایان یا اطرافیانتان کسی هست که تجربه مشابهی داشته و با مراجعه به روانشناس از افسردگی رهایی یافته است، داستان او را با برادرتان به اشتراک بگذارید.
تأکید کنید که مراجعه به روانشناس هیچگونه شرمندگی یا ضعف شخصیتی ندارد و نشاندهنده قدرت و شجاعت فرد برای حل مشکلات و ارتقای سلامت روان خود است.
4. حمایت و همراهی در مسیر درمان:
به برادرتان اطمینان دهید که در تمام مراحل درمان، در کنار او خواهید بود و از او حمایت خواهید کرد.
اگر تمایل داشت، میتوانید در جلسات درمانی او نیز همراهش باشید.
با او در مورد پیشرفتها و تغییرات مثبتی که در اثر درمان مشاهده میکنید، صحبت کنید و او را تشویق کنید تا به تلاش خود ادامه دهد.
5. صبر و شکیبایی:
به یاد داشته باشید که متقاعد کردن فرد افسرده به مراجعه به روانشناس ممکن است زمانبر باشد و نیاز به صبر و شکیبایی شما دارد.
از تلاشهای خود دلسرد نشوید و در صورت نیاز، از کمک سایر اعضای خانواده یا دوستان نزدیکتان نیز بهرهمند شوید.
همواره با عشق، احترام و امیدواری با برادرتان رفتار کنید و به او نشان دهید که چقدر برایتان ارزشمند است.
به یاد داشته باشید که شما به تنهایی مسئول درمان برادرتان نیستید، اما میتوانید با تشویق و حمایت او، نقشی کلیدی در بهبودی و ارتقای سلامت روان او ایفا کنید.
امیدوارم با تلاش و پشتکار شما، برادرتان مسیر درمان را آغاز کند و به آرامش و شادی حقیقی در زندگی دست یابد.
من چجوری کمکش کنم حالش خوب بشهههه
خانمی هستم ۵۱ ساله از ۱۴ سالگی پدرم را از دست دادم ، در طول سالهای تحصیلی با تمام تلاشی که میکردم نمیتونستم مطالب رو تو ذهنم نگه ندارم بنابراین نتونستم حتی دیپلم بگیرم ، در ۱۸ سالگی ازدواج کردم اوایل خوب بود ولی بعد از چند سال به مشکل خوردم ، با اینحال ۳۰ سال بخاطر دو فرزندم لحظات بسار سختی رو تحمل کردم تا اینکه الان حدود ۱۲ سال هست که جدا زندگی میکنم ، دچار افسردگی شدید و ناتوانی در انجام امور منزل و مشکلات مالی بسیار زیادی هستم ، متاسفانه نه مادر نه برادرم درکم نمیکنن و داعما ازم ایراد میگیرن و میگن پسرت بزرگه چرا لز ما کمک میخوای و منو بحال خودم گذاشتن ، خیلی ناتوان و غمگینم کمکم کنید
سلام علاوه بر افسردگی اختلال دوقطبی هم دارم باز هم میگم مرگ بهتر از زندگیه ما بالاخره خواهیم مرد دربه دنیاآمدن خودم نقشی نداشتم یعنی خواست ولی درمرگم از خدا اجازه نمگیرم واجازه نمیدم خدا نقشی داشته باشه بذار کفر باشه باشه هرچی میخاد باشه اگر هم کفر باشه قهرش میگیره منو میبره پس در هردوصورت برده راحت میشم خلاص پس انقدر پیچیدش نکنید مرگ حقه پس بذارید جونو راحت باشن دوستدارن زنده باشن یا نباشن چی کار داریشون بیچاره هاروبه خدا اتفاقا نجات آدما در اینه صلاح ومصلحت آدما به نظر من در همینه بذارید جونا وکلا مردم همه راحت باشند ثواب میبرید به خدا
یه روزی از جایی ک انتظارشو نداری دستتو میگیره
خدا همیشه هوامونو داره و بخشندهاست❤
بده از دست دادن عزیز
سلام من افسردگی شدید دارم ودارو هم دارم ودوستم ندارم مصرف کنم چون انگیزه ای برای زندگی نمیبینم به نظر من مرگ بهتر از زندگیه زندگی ارزش نفس کشیدن رو نداره نمیدونم شما چرا دلتون خوشه که جلوی خودکشی آدمو میخاد بگیرید که این مطالب وبیان میکنید به خدا زندگی ارزش نداره دست از سر جوانایی بد بخت بردارید بذارید به حال خودشون باشند وبمیرند به خدا جایی دوری نمیره تازه ثوابم داره
عزیزدلم هنوز خیلی چیزا هست که بخوای تجربه کنی و بفهمی حس لذت زندگی رو تو اون لحظه، ازت میخوام قوی باشی درمانتو ادامه بدی خودت متوجه نیستی چقدر ارزشمندی در درجه اول خودت برای خودت بغد خانوادت ،خواهش میکنم ازین مسیر عبور کن
سلام عشقم خوب فکر کن شاید ازتو بدتر م باشه هدف بذار کتاب بخون ۲ سال قبل من اینجوری بودم میگفتم این زندهگی بدرد نمیخوره همه به فکر خودشون هستند به هیچکس نمیشه اعتماد کرد ولی یک دفعه باخودم گفتم الان من چی دارم که بتونم اش استفاده تا به دیگران کمک کنم والان اوضاع خوبه بین برو یک بار یتیم خانه یا پرورشگاه نگاه بنداز بگو از من بد بخت تر است ولی امید داره پس منم امید دارم اول با ید خودت خودت را دوست داشته به خودت ارزش قائل شو بیبن فک کن تو مهمونی شلوغ هستی مثلا کفش تو پرت کردی تو راهرو خوب هر که رد بشه روش پاشو میزاره میره باید تو واسی کفشت ارزش قائل شی تو خیلی شجاع همین الان که از حس درونت نوشتی یعنی امید هیچکس نمیاد حالتو خوب کنه خودت دست به کار شو
سلام
من رفیقم بعد 6 سال با کسی که میخواسته ازدواج کنه سال دیگه بهم زده باهاش چون که دیگه حال و حوصلع کسی رو نداره و از زندگی خسته شده و توی خونشون همه رو اعصابش هستن و بیرون هم همین طور من حاضر خیلی کارا براش بکنم که حالش خوب بشه لطفا کمک کنید
سلام
من رفیقم بعد 6 سال با کسی که میخواسته ازدواج کنه سال دیگه بهم زده باهاش چون که دیگه حال و حوصلع کسی رو نداره و از زندگی خسته شده و توی خونشون همه رو اعصابش هستن و بیرون هم همین طور من حاضر خیلی کارا براش بکنم که حالش خوب بشه لطفا کمک کنید
سلام اول قضاوتش نکن بی دلیل براش کادو بگیر مثلا یک دفتر از خاطرات گذشته وعکس هاتون گل واینا بزار براش درست کن وقت بزار برای کادو کتاب کمیا گر قشنگه فکر به حالش کمک کنه بهش بگو رفیق میدونم همه در حقت نا مردی کردن و بخاطر کارات قضاوت اشتباه کردن ولی من پیشتم همین جا بگو غم تو بریز بیرون راحت باش خودت باش خودت را خالی کن این حرفها را وقتی کادو رادادی بهش بگو بگو چقدر دوستش داری ونگران حالشی بگو هر فرد تو زنده گی حق دا ه تصمیم بگیره برای خودش وبقیه هم احترام بزارن ولی اینجوری نیست همه آدم مثل هم نیستند بگو خودت را عذاب مده انشالله درست میشه
سلام من افسردگی دارم همه ی علایم های افسرگی رو دارم و قصد خودکشی دارم خسته شدم از زندگی فقط به خاطر ابجیمه که هیچکاری تا الان نکردم خانوادمم نمیدونن خستم دیگه کششی ندارم واسه ادامه زندگی همیشه گریه میکنم با اینکه خانوادم نمیدونن ولی همیشه بهم میگن تو الکی گریه میکنی دیگه نمیتونم یا یه راه حل بدین خوب شم یه یه راه حل واسه خودکشی بدین چون واسه زنده بودن هیچ دلخوشی ندارم فقط مردن حالمو خوب میکنه.
کسی رو هم واسه درک کردن حالم ندارم.
جواب بدین لطفا.
سلام. به مشاوره مراجعه کن. راهنماییت میکنه
تمام نکات که شما در مورد افسردگی ذکر نموده اید در من دیده میشود. چی باد انجام بدهم خیلی حالم بد است لطفن به من کمک کنید
سلام بیبن دنبال چیز های که دوست داری برو ورزش کن تو به گربه سگ غذا بده به هر کی میتونی کمک کن کمک کردن به دیگران جزو زنده گیت قرار بده بیبن از چی خسته شدی بی پولی قضاوت کردن دیگرا ن یا اینک کسی درکت نمیکنه کتاب بخون
با سلام
پسر من ۲۱ سالش هست وافسردگی داره از زندگی نا امید شده وضعیت کارش خوب نیست هر جا میره برای کار یک مشکلی پیش میادوکارش رو از دست میده
همش میگه من بدبخت هستم کسیرو ندارم که کمکم کنه درکم کنه وبد خلق شده از همه متنفر شده وامیدش رو از دست داده خیلی کم حرف شده اشتهاش به شدت کم شده پوست صورتش چروک شده واز این قضیه خیلی ناراحت هست ولی بخاطر اینکه منو ناراحت نکنه ناراحتیش رو پنهان میکنه ولی مثل خوره افتاده به جونش هر چند وقت یک بار خیلی شدید تر میشه در ضمن پدرش در مورد عواطف واحساسی همراه خوبی نیست ومیگه من بلد نیستم ونمیتونم چطور برخورد کنم با نوجوان ومتاسفانه هیچ کاری هم برای کمک به خودش وپسرم نمیکنه فقط فکر میکنه مشکل پسرم خرج ومخارج هست، ودر این زمینه هم مشکل داره، ادم فعالی نیست بیشتر اوقات میخوابه ودرک درستی نداره واقعا در موندم از حل این مشکل بزرگ نمیدونم چه کنم چند بارپسرم رو پیش مشاور وروانپزشک ،بردم ولی زیاد کمک کننده نبوده چون باید مداومت داشته باشه وبخاطر هزینه زیادی که داره مدام نمیتونم دکتر روانشناس مراجعه کنیم